سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

علی داودی
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
محمد مطلق طی یادداشتی در خبرآنلاین به نشانه‌شناسی عکس رئیس‌جمهور در حال تماشای بازی فوتبال ایران و نیجریه پرداخته است.
در این یادداشت می‌خوانیم: ساعت یازده و نیم شب رئیس‌جمهور بدون لباس روحانیت با بلوز آستین‌کوتاه سفید و شلوار گرمکن مشکی، نیم‌رسمی و نیم‌راحت در حال تماشای بازی ایران - نیجریه است. نه پا روی پا انداخته و نه نظیر آنچه از روسای جمهور کشورهای غربی دیده‌ایم، پا روی میز گذاشته است. آقای روحانی به نشانه راحتی، اندکی به پهلو خم شده‌اند؛ این وضعیت در یکی از عکس‌ها که از رو به رو گرفته شده و تلویزیون در کادر نیست به خوبی قابل مشاهده است. رنگ پیراهن رئیس‌جمهور سفید و همرنگ پیراهن تیم ملی و یکی از سه رنگ پرچم کشورمان است که نشانه‌ای است از صلح، با پرچمی کوچک سمت چپ سینه که درست روی قلب قرار می‌گیرد.
جمع شدن یا تاخوردگی فرش زیر میز تلویزیون، نشان می‌دهد که اتاق چندان با سلیقه زنانه آراسته نشده و احتمالا آنچه می‌بینیم خانه رئیس‌جمهور نیست بلکه می‌تواند اتاق استراحت ایشان در همان دفتر ریاست جمهوری باشد. مبلمان، تلویزیون، میز تلویزیون و فرش ایرانی نه‌چندان گران‌قیمتی که کف اتاق کوچک را پوشانده همه و همه معمولی و حتی از مد افتاده‌اند. به‌ویژه میز تلویزیون کاملا گویای از مدافتادگی است. نور و کادر عکس‌ها نشان می‌دهد که آنها را یک عکاس حرفه‌ای نگرفته است.
اگر این اتاق یکی از اتاق‌های دفتر کار ریاست جمهوری باشد، می‌توان گفت که محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور پیشین نیز بارها در آن استراحت کرده و چه بسا روی همان مبل و از همان تلویزیون یکی از بازی‌های فوتبال ایران را نیز تماشا کرده است. اما آنچه ما از رئیس پیشین به واسطه عکس‌هایی که از او دیده‌ایم به یاد داریم، چهار زانو نشستن ایشان سر سفره در حال مالیدن پنیر به تکه‌ای نان لواش است یا خوابیدن روی فرش و مچاله شدن کنج دیوار و پشتی. کارمندهای ادارات معمولا بعد از ناهار با چنین وضعیتی در نمازخانه چرت می‌زنند.
اما محتویات روی میز رئیس‌جمهور؛ یک استکان چای - قندانی روی میز دیده نمی‌شود - یک ظرف کوچک آجیل، یک ظرف کوچک میوه و یک ظرف کوچک شکلات، دستمال کاغذی، کنترل تلویزیون - کنترل ماهواره یا دی‌وی‌دی روی میز نیست - و یک پیش‌دستی. رئیس‌جمهور فعلا چیزی نخورده است.
نخستین سوالی که در مواجهه با چنین تصویری در ذهن ساده‌اندیشان - ببخشید اصطلاح دیگری پیدا نکردم - شکل می‌گیرد این است که مگر رئیس‌جمهور آنقدر وقت دارند که ساعت یازده و نیم شب این چنین راحت به تماشای فوتبال بنشینند؟ چنانکه یکی از همکاران من دقیقا همین سوال را از من می‌پرسد. در مرحله‌ای بالاتر، ذهن بهانه‌جوی سیاسی حتی می‌تواند به وضعیت پیشروی همان روز داعش در عراق و نشست ظریف و اشتون و اظهارات عراقچی در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق و ... اشاره کند و اینکه آیا در چنین بلبشویی شایسته است رئیس‌جمهور خود را با فوتبال و استراحت ساعت یازده و نیم مشغول کند؟ تصویری که در سال‌های گذشته از نحوه مدیریت یک رئیس‌جمهور در ذهن طبقات محروم فکری و فرهنگی جامعه رسوب کرده همان تصویر چهار زانو نشستن و مچاله خوابیدن است که اینک نیز با همان وجب اندازه می‌گیرند؛ رئیس‌جمهوری که شب نمی‌خوابد، صبح نان و پنیر می‌خورد، ناهارش را با یقلوی از خانه به دفتر ریاست جمهوری می‌برد و با میهمانان عالی‌رتبه خارجی در کاخ سعدآباد دیدار نمی‌کند بلکه آنها را به خیابان پاستور می‌کشاند. در یکی از همین دیدارها بود که کلاغ‌های بی‌قرار درختان بلند حیاط ریاست جمهوری، کت یکی از سران کشورهای دوست را کثیف کردند. پس از آن نامه اعتراضی نوشته شد و ...
پرسشی که در مقابل این بهانه باید پرسید آن است که چگونه می‌توان شب بی‌خوابی کشید و روز غذای خوب نخورد و بی‌اشتباه و کم‌هزینه مدیریت کرد؟ مسئله مهم هزینه مبلمان رئیس‌جمهور - عین همان مبل در خانه ما هم هست - یا ظرف آجیل و یا اینچ تلویزیون او نیست. مسئله، هزینه مدیریت است.
چند روز پیش در یک رقم ناقابل، سازمان میراث فرهنگی 120 میلیارد تومان از سوی سازمان‌های بین‌المللی جریمه شد؛ نتیجه یک تصمیم اشتباه در زمان مدیریت نان و پنیر خورها. سازمان میراث فرهنگی همچنین اعلام کرده است که خسارت‌های واردشده به دلیل جابه‌جایی‌های غیر کارشناسی سازمان و عقد قراردادهای اشتباه آنچنان است که 120 میلیارد تومان در این میان گم است. حال این وضعیت را به همه سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها تعمیم دهید.
دولت روحانی در بهترین وضعیت شاید بتواند با ترمیم خرابی‌ها پس از چند سال کشور را به آخرین روزهای دولت اصلاحات برگرداند و تصویر نان و پنیر خوردن و مچاله خوابیدن و هزینه تراشیدن را از ذهن‌ها پاک کند.
اما تماشای فوتبال در ساعت یازده و نیم و چند نکته:
1. تماشای فوتبال اگرچه نوعی تفریح است اما برای یک مدیر تصمیم‌ساز بخشی از کار و مسئولیت است.
2. یک مدیر موفق مدیری نیست که شب نخوابد بلکه مدیری است که یک مجموعه را چنان اداره کند که هر کسی به درستی مسئولیت خود را به‌هنگام و دقیق انجام دهد.
3. یک مدیر خوب مدیری نیست که خود را از آجیل و میوه محروم کند، بلکه مدیری است که همان‌ها را برای همه بخواهد.
4. یک رئیس‌جمهور خوب رئیس‌جمهوری است که مثل هر انسان دیگری برای خوراک، پوشاک و تفریح خود برنامه دارد و در عین حال با تصمیم‌های اشتباه، هزینه روی دست کشور نمی‌گذارد.
mcfeq0jb.bmp

[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:15 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

پدر داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) روز گذشته بر اثر سرطان فوت کرد و پس از آن عکس یادگاری عمو پورنگ و پدرش، به عنوان عکس یادگاری با جنازه در سایت‌های خبری می‌چرخد.

خبرگزاری فارس: ماجرای عکس جنجالی عمو پورنگ و پدرش/ این عکس 18+ نیست

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، روز گذشته پدر داریوش فرضیایی در سن 85 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پس از آن فرضیایی با انتشار عکسی در کنار پدرش در اینستاگرام نوشت: «پدر عزیزم تولدت مبارک؛ خوش بحالت که زنده شدی و ما همچنان مرده در این دنیای بی‌ارزش غوطه‌وریم... شادی روح همه رفتگان صلوات»


[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:13 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

دختر جوان که با دوست فیس‌بوکی‌اش به ویلایی در بومهن رفته بود وقتی فهمید پای در پاتوق شیاطین گذاشته است، فرار کرد. پسران که می‌دیدند طعمه‌شان گریخته است به تعقیب خیابانی‌اش پرداختند تا این‌که در صحنه تصادفی دستگیر شدند.

به گزارش ایران، این دختر به افسر بازجو گفت: همیشه فکر می‌کردم همه اتفاقات بد برای دیگران می‌افتد، فکر می‌کردم همه آنچه در روزنامه‌ها می‌نویسند یا دروغ است یا در آن اغراق شده است.

ماه گذشته بود که در فیس‌بوک با پسری آشنا شدم که در عکس‌هایش بسیار انسان شریف و خوبی به نظر می‌رسید، آشنایی من با این پسر که «صابر» نام داشت به یک رابطه دوستی تبدیل شد.

این دوستی با چند قرار ساده رنگ و شکل دیگری به خود گرفت تا این‌که صابر مرا به ویلایشان در بومهن دعوت کرد؛ باغی پر از درختان گیلاس و آلبالو و با یک استخر بزرگ وسط باغ. البته من تا پیش از ورود به ویلا تنها عکس‌هایش را در گوشی صابر دیده بودم. 

26 خرداد به درخواست صابر جواب مثبت دادم و با او برای رفتن به ویلایشان راه افتادیم، سرانجام به باغ صابر رسیدیم. وارد ویلا شده بودیم، چند دقیقه‌ای از حضورمان در ویلا می‌گذشت که ناگهان متوجه حضور چند پسر دیگر شدم، آنان خنده‌هایی شیطانی داشتند.

تسلط ذهنم را به دست گرفتم و در کمال آرامش از صابر خواستم سوئیچ خودرویش را بدهد تا تلفن همراهم را که فراموش کرده بودم با خود بیاورم، بردارم. از این فرصت استفاده کردم و سریعاً با خودروی صابر از ویلا گریختم ولی صابر با دوستانش مرا دنبال کردند تا از فرار من جلوگیری کنند.
 
این تعقیب و گریز ادامه داشت تا این‌که ابتدای خیابان دماوند با خودروی دوستان صابر تصادف کردم و به دلیل این‌که افسران پلیس راهنمایی و رانندگی در محل حضور داشتند، اجازه فرار صابر و دوستانش را از محل ندادند و خودروی آنان را توقیف کردند. 

سرانجام مأموران تجسس کلانتری با شنیدن ادعاهای این دختر، او و سه پسر دیگر به نام‌های «صابر»، «نادر» و «همایون» را برای بررسی بیشتر موضوع به کلانتری جوادیه تهرانپارس انتقال دادند.  

سرهنگ «امیرهوشنگ امیری» رئیس کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس پس از بیان جزئیات این پرونده گفت: مأموران در بررسی  از خودرو صابر یک دستبند، شوکر برقی و باتوم کشف کردند و تحقیقات برای افشای جزئیات این ماجرا ادامه دارد.


[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:12 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

محمود هاشمی، کوچک‌ترین برادر خانواده هاشمی‌رفسنجانی است. او را شاید بتوان شبیه‌ترین و کمتر دیده‌شده‌ترین برادر آیت‌الله ‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی خواند. محمود هاشمی، بازنشسته وزارت امور خارجه است و به‌طورکلی از دنیای سیاست کنار کشیده و به قول خودش، کشاورزی می‌کند و هم از این‌روست که هرگز در محافل خبری از او عکس و مطلبی منتشر نشده است. این دیپلمات بازنشسته، سال‌ها مسئولیت معاونت وزارت خارجه در دوران علی‌اکبر ولایتی را در کارنامه دارد اما از آن دوران تصویری از او موجود نبود.

به گزارش شرق، این نخستین مصاحبه رسمی محمود هاشمی 65ساله پس از سال‌های دور به شمار می‌آید:

‌گفت‌گو را از سوالی در خصوص خانواده هاشمی‌رفسنجانی آغاز می‌کنیم. چند برادر هستید و به چه کاری مشغولید؟


پنج‌برادر بودیم. قاسم، اکبر، محمد، احمد و من که حاج‌قاسم، سال 44 فوت کرده و هم‌اکنون، ‌آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی بزرگ‌ترین برادر ما به شمار می‌آیند. پدرم کشاورز بود و این علاقه به ما نیز سرایت کرده به‌طوری‌که هم‌اکنون در 20هکتار اراضی متعلق به خودمان مشغول کشاورزی هستم.

‌چگونه ممکن است در جایی که فرزندان و حتی همسر علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی طی سالیان اخیر خبرساز بوده‌اند، محمود هاشمی به‌عنوان کوچک‌ترین برادر هاشمی‌رفسنجانی از دید رسانه‌های جمعی پنهان مانده باشد؟!

در جایی‌که بسیاری از افراد سیاسی با کوچک‌ترین ناملایمتی سیاسی، با نزدیک‌ترین افراد خانواده خود دچار مشکل شده‌اند، آقای هاشمی به‌عنوان بزرگ‌تر در همه حال مراقبت از کل این خانواده را برعهده داشته‌اند و تمام مصایب و مشکلات را به جان خریده‌اند. وجود ایشان به‌عنوان پایه اصلی و مستحکم عامل اصلی اتحاد و همدلی و صمیمیت در خانواده هاشمی‌رفسنجانی است و از این رو نیز بقیه خانواده از بسیاری مسایل در امان بوده‌اند.

‌از دوران حملات بی‌وقفه علیه آیت‌الله بگویید. چگونه آن دوران را پشت‌سر گذاشتید؟


حقیقت این است که فقط آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی می‌تواند حجم حملات و تخریب‌های غیرمنصفانه علیه خود را توصیف کند. ایشان آنقدر بزرگوار هستند که با صبر و حوصله، تمام تخریب‌ها را پشت‌سر گذاشته و در جایی که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد، دوباره به چهره‌ای محبوب و تاثیرگذار در صحنه سیاسی ایران بدل شدند.

‌ با وجود حجم تخریب و حملات علیه وی در سالیان گذشته، چگونه این امر محقق شد؟


همچنان که خداوند می‌گوید مکر مکاران به خودشان بازمی‌گردد، تخریب غیرمنصفانه نیز بسیاری از اوقات به خود مخربان بازمی‌گردد. به نظر من، محبوبیت امروز آقای هاشمی نشانگر واقعیت‌های جامعه و جایگاه واقعی ایشان در عرصه سیاسی است.

‌جایگاه آقای هاشمی‌رفسنجانی در عرصه سیاسی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

باید یادآوری کنم حفظ نظام و اهداف عالی انقلاب همواره دغدغه اصلی آقای هاشمی بوده است. حتی در سالیان گذشته و در اوج مسایل به‌وجودآمده، ‌عده‌ای در تلاش بودند آقای هاشمی را از خط ولایت جدا کرده و بین ایشان و مقام‌معظم‌رهبری اختلاف‌افکنی کنند اما موفق نشدند.

 ‌با سوالی در مورد حوزه تخصصی شما، به حوزه مسایل جاری کشور می‌پردازیم. نظرتان در خصوص عملکرد وزارت خارجه و شخص آقای ظریف چیست؟ رویکرد سیاست خارجی دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به‌طور حتم هرگز در این مدت کوتاه نمی‌توان در خصوص عملکرد وزارت خارجه قضاوت کرد. درحالی مذاکرات اتمی به عنوان اصلی‌ترین چالش وزارت خارجه مطرح است که امروز جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی طی هشت‌سال گذشته به‌شدت نزول یافته و روابط‌مان با کشورهای مختلف از جمله خاورمیانه در بدترین شرایط خود قرار دارد، بنابراین باید اذعان کرد دستگاه دیپلماسی کار بسیار سختی در پیش دارد گرچه تلاش‌های صورت‌گرفته طی این مدت کوتاه برای تنش‌زدایی و کاهش فشارهای بین‌المللی قابل تقدیر است.

‌تحلیل و شناخت شما از عملکرد آقای ظریف چگونه است؟


ایشان یکی از توانمندترین دیپلمات‌های وزارت خارجه است و به نظرم بهترین انتخاب برای پست وزارت خارجه در مقطع کنونی به‌شمار می‌آمدند. با کنار گذاشته‌شدن افرادی مانند ایشان از راس سیاستگذاری‌های دستگاه دیپلماسی شاهد بودیم که سیاست خارجی ما نه‌تنها توسعه نداشت بلکه به‌شدت تنزل پیدا کرد.

‌گفتید وزارت خارجه برای موفقیت و رسیدن به اهداف دولت تدبیر و امید ‌کار سختی در پیش دارد، تحلیل شما از عملکرد دولت و انتقاداتی که تندرو‌ها علیه آقای روحانی دارند، چیست؟ آیا تغییری در شعارها و عملکرد رییس‌جمهوری دیده می‌شود؟


من سال‌هاست که از بطن سیاست کنار کشیده و در حاشیه قرار دارم. با این حال اما معتقدم آقای روحانی هرگز عقب‌نشینی نداشته بلکه با موانع پیش‌بینی‌نشده و سنگ‌اندازی‌های تندروها مواجه شده است. با توجه به اینکه کمتر از یک‌سال از آغاز به کار رسمی دولت آقای روحانی می‌گذرد، طبیعی است که سنگ‌اندازی تندروهای کنارمانده از قدرت و تلاش آنها برای بازگشت به صحنه سیاسی کشور، سرعت کار دولت را با مشکل مواجه می‌کند.

‌با این وضعیت، آیا به عقیده شما عملکرد مخالفان مانع از تحقق سیاست‌های دولت خواهد بود؟


واقعیت این است که حتی در صورت عدم‌سنگ‌اندازی مخالفان، کار آقای روحانی بسیار سخت است چراکه مشکلات بیش از آن است که تصور می‌کردیم! با این‌حال، معتقدم دولت روحانی رو به پیشرفت خواهد بود و مشکلی پیش نمی‌آید.

با توجه به مشکلات سالیان اخیر در عرصه داخلی و خارجی، آینده دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا دولت تدبیر و امید می‌تواند از عهده انتظارات مردم بر‌آید؟

بزرگ‌ترین امید دولت تدبیر و امید، حمایت مقام‌معظم‌رهبری از آقای روحانی و آقای ظریف است. معتقدم جمهوری‌اسلامی ایران طی سه‌دهه گذشته، در سایه رهبری ولایت‌فقیه، همواره از بحران‌های مختلفی عبور کرده و از بحران‌هایی که ایجاد شده نیز به سلامت عبور خواهد کرد.

‌به‌نظر شما اولویت دولت در عرصه‌های داخلی و خارجی چیست؟ ‌


دولت روحانی باید بهبود جایگاه بین‌المللی ایران و نیز بهبود وضعیت اقتصادی کشور را به‌عنوان دو اولویت اصلی محور خود قرار دهد. فعال‌شدن دیپلماسی و ارتباط خوب با جهان بدون دشمنی بی‌جهت و نیز بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم به طور حتم خواسته اصلی عمومی در کشور است. البته در این بین، صبر و تحمل و نیز همکاری مردم شرط اساسی موفقیت دولت است چراکه مشکلات پدیدآمده طی هشت‌سال گذشته در عرض چند ماه قابل‌حل‌وفصل نیست.

‌ نظر شما راجع‌به مشی اعتدال‌گرایی دولت تدبیر و امید چیست؟ به نظرتان با توجه به عملکرد آقای روحانی، ‌ایشان به کدام جبهه تعلق دارند؟


باید عرض کنم آقای روحانی خودشان یک جناح هستند! معتقدم یکی از مهم‌ترین دلایل اقبال عمومی به آقای روحانی، مشی اعتدال‌گرایانه ایشان بود. امروز مردم از تندروی‌های هر دو جناح خسته شده‌اند و خط اعتدال می‌تواند کشور را از وضعیت کنونی نجات دهد. آقای روحانی خود یک جناح است اما برخی نمی‌خواهند وجود جناح سومی تحت عنوان «خط اعتدال» ‌را بپذیرند!

‌ یکی از انتقاداتی که به دولت‌های گذشته از جمله دولت آقای هاشمی وارد می‌کنند، تمرکزگرایی شدید و عدم توجه به استان‌های پیرامون است. نظر شما در این خصوص چیست؟

به‌نظرم چنین انتقادی چندان منصفانه نیست. در جمهوری‌اسلامی نسبت به استان‌های دیگر کوتاهی نشده اما طبیعی است که برخی مناطق از بسترهای لازم برخوردار بوده و آمادگی توسعه داشته‌اند اما در برخی نقاط این روند کند بوده است.

‌یعنی به نظر شما توزیع امکانات در دولت‌های گذشته عادلانه بوده و تمام استان‌های کشور به صورت یکسان از توجه دولت برخوردار شده‌اند؟


در جواب سوال شما باید مثالی بزنم. بنده پس از حدود یک‌دهه به تبریز آمده‌ام و در این مدت اندک اقامتم، ‌با یک شهر کاملا متحول‌شده مواجه شده‌ام. اقدامات عمرانی و ساخت‌وسازهای صورت‌گرفته همگی ناشی از این است که در این منطقه نیز توسعه وجود داشته است. به‌طورکلی باید عرض کنم به غیر از برخی مناطق محدود، امروز جایی سراغ نداریم که نسیم توسعه در آن منطقه وزیده نباشد.

قابل‌ذکر است با وجود تمام مشکلات به‌وجودآمده، به برکت انقلاب اسلامی، امروز ایران در بین کشورهای خاورمیانه بهترین و امن‌ترین کشور است اما هرگز نباید به وضع موجود قانع بود.

‌نظر شما در خصوص فضای مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات چیست؟


هم‌اکنون جهان به یک خانواده کوچک بدل شده و کوچک‌ترین مورد در گوشه‌ای از جهان به‌سرعت در سراسر دنیا پخش می‌شود. بنابراین هرگز نمی‌توان جریان آزاد اطلاع‌رسانی را مسدود کرد.
در عصر کنونی، نمی‌توان با سانسور و تبلیغات کذایی و بزرگ‌نمایی و... مانع از انتشار اخبار شد. پرواضح است در چنین فضایی اگر به جریان آزاد اطلاع‌رسانی اهمیت ندهیم، رسانه‌های دیگر خلأ موجود را پر کرده و قطعا مشکل‌ساز خواهد بود.


[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:11 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

اعتراف صریح حدادعادل به هزینه‌های تحمیل شده از سوی احمدی‌نژاد به اصولگرایان برای دومین بار.

به نوشته اعتماد، غلامعلی حدادعادل که روزی او را با حمایت‌های گسترده‌اش از دولت‌های نهم، دهم و رییسش می‌شناختند حالا و در آستانه یک سالگی دولت یازدهم برای دومین بار اعتراف کرد که محمود احمدی‌نژاد هزینه‌های بسیار زیادی را به کشور وارد کرده که این هزینه‌ها به پای اصولگرایان هم نوشته شده است. وی عدم انتقاد جریان اصولگرایی از محمود احمدی‌نژاد را ترس از امتیاز گرفتن اصلاح‌طلبان عنوان کرد.

غلامعلی حدادعادل در مصاحبه‌ای با سایت خبری «پارس» گفته: «دولت آقای احمدی‌نژاد در چهار سال دوم خود، هزینه‌های بسیار بالایی را به نظام و کشور تحمیل کرد که همه این هزینه‌ها و خسارت‌ها به پای اصولگرایان نوشته شد.» حدادعادل دلیل نبود این شهامت را این‌طور توضیح داده است که «در مقابل احمدی‌نژاد امکان فریاد نداشتیم که مبادا اصلاح‌طلبان امتیاز بگیرند.»

البته او در ادامه گفت‌وگویش گفته که «سکوت و همراهی (با احمدی‌نژاد) نیز در مقاطعی ممکن نبود» اما توضیحی درباره مصداق‌های این سکوت شکستن‌ها نداده است. حدادعادل اما از حضور احمدی‌نژاد به عنوان دلیلی برای سردرگمی اصولگرایان هم یاد کرده است و گفته: «در سال آخر خاتمی، فضای خوبی بین اصولگرایان حاکم بود اما با آمدن احمدی‌نژاد بسیاری از اصولگرایان دچار سر‌درگمی شدند.»


[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:6 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
سایت «تاریخ ایرانی» نوشت: مهم‌ترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی نمایندگان مجلس «موضع‏‌گیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضائیه و عدم درک صحیح از بدیهی‏‌ترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا» اعلام شد.
این‌چنین بود که بعد از برگزاری دو جلسه مجلس در روزهای 30 و 31 خرداد 1360 این طرح دو فوریتی با 177 رأی موافق، یک رأی مخالف و 12 رأی ممتنع به تصویب رسید.
طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر 11 روز پس از آن به تصویب نمایندگان رسید که امام خمینی وی را از سمت فرماندهی کل قوا برکنار کرده بود. یک روز پس از آنکه نمایندگان مجلس به عدم کفایت بنی‌صدر رای دادند، امام خمینی طی حکمی بر اساس قانون اساسی ابوالحسن بنی‌صدر را از سمت ریاست جمهوری عزل کرد.
ماجرای اختلافات میان مجلس و بنی‌صدر از ابتدای روی کار آمدن دولت وی و در جریان انتخاب نخست‌وزیر کلید خورد. هر چند با انتخاب شهید رجایی به سمت نخست‌وزیری به نظر می‌رسید موضوع اختلافات به فراموشی سپرده خواهد شد اما تقابل میان نیروهای مشهور به خط امام (ره) که عمدتا از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند و بنی‌صدر پس از انتخاب نخست‌وزیر و کابینه نیز همچنان ادامه یافت و در زمستان 1359 دور تازه‌ای از منازعات شروع شد.
در آخرین روزهای پاییز 1359، سخنرانی احمد سلامتیان و حسن لاهوتی اشکوری از یاران نزدیک بنی‌صدر در مشهد باعث مناقشات و درگیری‌هایی بین هواداران دو گروه شد و در اسفندماه‌ همان سال نیز با سخنرانی 14 اسفند رئیس‌جمهوری در دانشگاه تهران، این منازعات شدت گرفت.
با شدت گرفتن اختلافات در نوروز 1360، هیاتی از سوی حضرت امام خمینی، مسئول رسیدگی به اختلافات پیش‌آمده شد و به روزنامه‌ها اخطار شد که از انتشار مواردی که باعث آشوب می‌شود، خودداری کنند اما شروع کار این هیات، هیچ تاثیری در جلوگیری از توسعه تحریکات و اغتشاشات نداشت. در این میان روابط میان بنی‌صدر با سازمان مجاهدین خلق گسترده‌تر شد. این‌چنین بود که مجاهدین خلق (منافقین) در 18 خرداد 1360، حمایت کامل و یکپارچه خود را از بنی‌صدر اعلام و به نهادهای انقلابی و مسئولان حمله کرد.
پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا در 20 خرداد 1360 توسط امام خمینی، سازمان مجاهدین خلق طی اطلاعیه‌ای ضمن حمایت از بنی‌صدر، خواستار حراست از جان رئیس‌جمهور شد. در این اطلاعیه آمده بود: «مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوء‌نیت به جان رئیس‌جمهور، از تمامی خلق قهرمان ایران، آمادگی و حضور دائم در صحنه‌ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده و در این شرایط حمایت از شخص رئیس‌جمهور و حفاظت از جان او را یک وظیفه مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی می‌کند.»
همزمان با تصویب دو فوریت طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر از سوی مجلس شورای اسلامی، سازمان مجاهدین خلق یک بار دیگر با حمایت از وی، طی اعلامیه‌ای تهدیدآمیز، نمایندگان را از شرکت در جلسه بررسی عدم صلاحیت رئیس‌جمهور بر حذر داشت. در این اطلاعیه آمده بود: «... سازمان مجاهدین خلق ایران به تمامی نمایندگان که در مجلس حضور می‌یابند، نسبت به کلیه عواقب گسترده عزل رئیس‌جمهور در فضای هیستریک ارتجاعی حاکم، زنهار می‌دهد. از این‌رو با یادآوری مجالس و ادوار قانون‌گذاری که در تاریخ معاصر ایران به استقرار دیکتاتوری منجر شده است، ما به فرد فرد نمایندگان حاضر و به ویژه آنها که نسبت به سرنوشت مردم ایران احساس مسئولیت می‌کنند، تذکر می‌دهیم که خود را شایسته لعن و نفرین ابدی ملت ایران نساخته و مرعوب صحنه‌های ساختگی چماق‌داران در برابر مجلس نشوند.»
با وجود این، در حالی که به نوشته روزنامه کیهان، روز جمعه 29 خردادماه میلیون‌ها نمازگزار جمعه خواستار عزل و محاکمه بنی‌صدر شدند، روز شنبه 30 خردادماه بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس شورای اسلامی آغاز شد. همزمان سازمان مجاهدین خلق از هوادارانش دعوت کرده بود تا در روز 30 خرداد 1360، در حمایت از بنی‌صدر به خیابان‌ها بیایند.
همزمان با این بیانیه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای نسبت به تحرکات ضدانقلاب هشدار داد و بهزاد نبوی، سخنگوی دولت از برخورد قاطعانه قوای انتظامی با درگیری‌های خیابانی خبر داد. با این حال گروهی از هواداران سازمان مجاهدین خلق در روز 30 خرداد به خیابان‌ها آمدند. روزنامه کیهان فردای آن روز در گزارشی با عنوان «هجوم مسلحانه مجاهدین خلق به مردم، با خشم انقلابی توده‌های مسلمان مواجه شد»، نوشت: «طی درگیری‌های وسیعی که روز گذشته در چندین نقطه تهران رخ داد، گروهی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که به چاقو و اسلحه گرم مسلح بودند در خیابان‌ها به راه افتادند و طی درگیری‌هایی که به وجود آوردند، بر اساس آمار موجود در پزشکی قانونی 14 مرد و دو زن را کشته و عده زیادی را مجروح کردند. تظاهرکنندگان در چندین خیابان از جمله خیابان سهروردی به اتومبیل‌های سواری و اتوبوس‌ها حمله کردند و تعداد زیادی از شیشه‌های اتومبیل‌ها را خرد کردند و در خیابان‌های دیگر به ساختمان‌های مردم و اموال بیت‌المال آسیب رساندند. روز گذشته خیابان‌های طالقانی، ولی‌عصر، انقلاب و میدان فردوسی غرق در آتش و دود غلیظ لاستیک و تخته و جعبه مقوایی بود که توسط اعضا و هواداران جنبش ملی مجاهدین به آتش کشیده شده بود.»
این روزنامه درباره کشته‌شدگان واقعه 30 خرداد نوشت: «از جمله کشته‌شدگان حوادث دیروز که هویتشان مشخص شده است سیدخلیل حسینی مسئول کتابخانه مسجد حضرت علی (ع) واقع در خیابان سهروردی و علی مازندرانی مسئول امور شهرستان‌های بنیاد شهید بودند.»
این روزنامه در ادامه گزارش خود از تظاهرات حزب‌اللهی‌ها در ساعت 18:35 خبر داده و می‌نویسد: «در این ساعت گروهی از مردم در میدان فردوسی شروع به دادن شعار علیه بنی‌صدر کردند. این گروه در حالی که فریاد می‌زدند مرگ بر بنی‌صدر - خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم، در خیابان قره‌نی دست به راهپیمایی زدند. در ساعت 18:45 یک ماشین سواری متعلق به سازمان صنایع ملی ایران توسط هواداران گروهک‌ها به آتش کشیده شد. در خیابان طالقانی مقداری خون ریخته شده که در کنار آن نوشته شده است: این خون یک برادر حزب‌اللهی است که در پشت جبهه به طرز غریبانه‌ای شهید شده است».
بعد از این وقایع، علی قدوسی دادستان کل انقلاب با صدور بیانیه‌ای از برخورد قاطع با عوامل درگیری‌های تهران خبر داد. در این بیانیه آمده بود: «به دنبال اعلام جنگ مسلحانه گروه منافقان - و درگیری‌های تهران - دادسرا‌ها و دادگاه‌ها موظفند با کمال قدرت در مقابل توطئه‌های شوم آنها در تمام کشور برخورد قاطع و بی‌امان بنمایند.» کمیته مرکزی هم در اطلاعیه‌ای با اعلام اینکه «پرده‌های فریب و نیرنگ منافقین دریده شده است»، اعلام کرد: «بدیهی است پاسداران کمیته‌های انقلاب اسلامی از این پس با گروه‌های محارب برخوردهای قاطع و اسلامی خواهد داشت.»
فردای آن روز در جوی خاص بررسی کفایت سیاسی رئیس‌جمهوری در مجلس شورای اسلامی ادامه یافت و بعد از نطق موافقان و مخالفان، طرح مذکور با 177 رای موافق، 12 رای ممتنع و یک رای مخالف از تصویب نمایندگان گذشت.
این‌چنین بود که اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس با ارسال نامه‌ای به امام با اعلام رای مجلس به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر خواستار اعلام نظر بنیانگذار انقلاب شد. متن این نامه بدین شرح است:
«بسم‌الله الرحمن الرحیم
محضر شریف حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی ادام‌الله ظله
محترما به استحضار می‌رساند رای مجلس شورای اسلامی در جلسه مورخ 1360/3/31 پس از بحث و بررسی با حضور یک صد و هفتاد و نود نفر به شرح زیر:
آرای موافق: یک صد و هفتاد و هفت نفر
آرای مخالف: یک نفر
آرای ممتنع: دوازده نفر
در مورد آقای سیدابوالحسن بنی‌صدر بر این قرار گرفت که آقای ابوالحسن بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد.
به موجب اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مراتب برای اتخاذ تصمیم به خدمت امام عظیم‌الشأن گزارش می‌گردد.
رییس مجلس شورای اسلامی
اکبر هاشمی رفسنجانی»
یک روز پس از آن، امام خمینی (ره) در پی‌نوشت نامه ریاست وقت مجلس شورای اسلامی مرقوم فرمودند: «پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه آقای ابوالحسن بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارند، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.
اول تیرماه 1360
روح‌الله موسوی‌ الخمینی»
بدین ترتیب دوران ریاست جمهوری اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران به پایان آمد و شورای موقت ریاست جمهوری اسلامی ایران با حضور آیت‌الله موسوی اردبیلی، محمدعلی رجایی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای اداره امور اجرایی کشور تشکیل شد.

[ شنبه 93/3/31 ] [ 6:4 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

به گزارش ایسنا، دکتر هما بابایی خاطرنشان کرد: نوزادانی که از مادران HIV مثبت و یا مبتلا به هپاتیت B به دنیا می‌آیند بهتر است درهمان ساعات اولیه تولد و قبل از تزریق واکسن‌های نوزاد و ویتامین K حمام شوند.

این فوق تخصص نوزادان با بیان اینکه واژه نوزاد به دوران تولد نوزاد تا 28 روزگی اطلاق می شود، توصیه کرد: نوزادان طی این مدت دوبار در هفته حمام داده شوند.

بابایی گفت: برای حمام نوزاد نباید از دوش استفاده کرد و برای این کار باید از یک وان آب با درجه حرارت 38 درجه سانتیگراد استفاده شود.

وی تصریح کرد: برای حمام نوزاد ابتدا باید بدن او را در وان قرار داده و سپس با استفاده از یک اسفنج نرم و نیز صابون‌هایی که PH خنثی دارند بدن آنها را شستشو داد.

بابایی با اشاره به حساس بودن پوست بدن و چشمان نوزادان، توصیه کرد: در گام بعدی و برای شستشوی سر نوزاد باید از شامپوهایی استفاده شود که تحریک پذیری کمتری داشته باشند.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، حمام بردن مکرر نوزادان را مناسب ندانست و خاطرنشان کرد: پوست نوزادان حساس است و افزایش تعداد دفعات حمام، لایه چربی سطح پوست نوزاد را از بین برده و موجب خشکی پوست نوزاد می‌شود.

وی بر لزوم توجه به دمای محیط حمامی که نوزاد در آن قرار دارد نیز تاکید کرد و افزود: بهترین دمای محیط حمام برای نوزاد 25 درجه سانتیگراد است.

بابایی مهمترین نکته در زمینه حمام نوزادان را خشک کردن مناسب نوزاد پس از حمام با استفاده از حوله نرم عنوان و تصریح کرد: این کار نوزاد را تا حد زیادی از خطر ابتلا به سرماخوردگی که می تواند برای نوزاد بسیار خطرناک باشد، حفظ کند.


[ دوشنبه 93/3/26 ] [ 2:47 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

مارسل لازار، شهروند رومانیایی الاصل که پیش از این راننده تاکسی بوده و دستی در دنیای هک دارد. هکرها وی را با نام Guccifer می‌شناسند و وی به این مشهور است که چندین مقام ارشد دولتی آمریکا از جمله دو رئیس جمهور سابق این کشور را هک کرده است. حال به اتهام انتشار تصاویری که بوش از خود در حمام کشیده به دادگاه خوانده شده است! 

به گزارش «تابناک» Guccifer  به اتهام کلاهبرداری اینترنتی، دسترسی بدون مجوز به سیستم‌های رایانه‌ای محافظت شده، سرقت هویت و جلوگیری از اجرای عدالت، روز پنجشنبه به دادگاه عالی ایالات متحده خوانده شده است.

اتهام این هکر، انتشار تصاویر جرج بوش در حمام است! + تصاویر

اما نکته جالب در کیفرخواست Guccifer این است که وی اقدام به انتشار اطلاعات دزدی شده از ایمیل و شبکه اجتماعی افراد سرشناس در ایالات متحده کرده است. این افراد سرشناس شامل اعضای خانواده دو تن از رؤسای جمهوری سابق ایالات متحده، یکی از اعضای کنونی کابینه دولت این کشور و دیگری‌ عضو سابق ستاد مشترک آمریکا و یکی از مشاوران رئیس جمهور سابق این کشور است.

وزارت دادگستری ایالات متحده در این باره اعلام کرده‌ که Guccifer پس از دسترسی غیر‌مجاز به رایانه‌های این افراد، اقدام به سرقت داده‌ها و اطلاعات شخصی‌ از ایمیل و شبکه‌های اجتماعی آنها و همچنین اطلاعات مالی و پزشکی‌شان کرده است.

اما بشنوید از سابقه این هکر! وی در فوریه سال 2013 مسئولیت هک ایمیل اعضای خانواده جورج دبلیو بوش رئیس جمهور سابق ایالات متحده را بر عهده گرفت که پس از آن اقدام به انتشار عکس‌هایی کرد که به گفته خود وی، نقاشی‌هایی است که جورج دبلیو بوش حین استحمام از خود کشیده است! این دو تصویر شامل عکسی از بوش در زیر دوش حمام و تصویری از وی در وان حمام است:

اتهام این هکر، انتشار تصاویر جرج بوش در حمام است! + تصاویر

 

 

اما به غیر از آن، این هکر سر و صداهای بیشتری هم بر پا کرده بود. در همان سال، وی اقدام به انتشار اطلاعات افشاگرانه ای کرد که ارتباط یکی از اعضای پارلمان اتحادیه اروپا با نام Corina Cretu با کولین پاول، وزیر خارجه سابق ایالات متحده کرده بود. وی ایمیل‌های احساسی که از سوی Corina برای پاول فرستاده شده بود، در فضای آنلاین منتشر کرده بود.

هرچند وزارت دادگستری ایالات متحده نام قربانیان این پرونده را فاش نکرده است، گفته می‌شود قربانی شماره 1 یکی از اعضای خانواده جورج دبلیو بوش است؛ به ویژه که گفته می‌شود این قربانی دختر جورج بوش پدر و خواهر جورج دبلیو بوش با نام دوروتی بوش است.

گفته می‌شود Guccifer این تصاویر از جورج بوش را زمانی که وی آنها را برای خواهر خود از طریق ایمیل فرستاده، به دست آورده است. در این بین، گویا بسیاری از اطلاعات خانوادگی دیگر بوش نیز دزدیده شده؛ از جمله اطلاعات مربوط به مراسم خاکسپاری احتمالی جورج بوش هنگامی که وی در سال گذشته به علت بیماری در بیمارستان بستری بود.

هم‌اکنون لازار در رومانی به اتهام هک اطلاعات بسیاری از شهروندان رومانیایی در زندان است و حکم وی تا کنون هفت سال زندانی است. این در حالی است که هنوز اتهامات مطرح‌ از سوی ایالات متحده در این حکم دیده نشده‌‌ و شاید با وارد شدن این اتهامات این هکر پر سر و صدا و شوخ طبع، مجبور شود مدت بیشتری‌ به دور از اطلاعات خانوادگی مقامات و شهروندان گذراند.


[ دوشنبه 93/3/26 ] [ 2:46 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

پس از رفتار عجیب و غیرعقلایی یک خواننده هتاک در کنسرتش مقابل دیدگان حیرت‌‌زده حاضران، گروهی ‌‌از این کار به عنوان دفاع از آزادیِ عمل خواننده به شیوه‌های عجیب‌تر از اصل اتفاق دفاع کردند. همزمان اما ازدواج یک بازیگر سینما با چهره‌ای که تصورش را نمی‌کردند، باعث شد‌ برخی از همین گروه اقدام به طرح حملاتی سنگین به این بازیگر زن کنند و حداقل انتخاب فردی‌اش را به چالش بکشند تا این پرسش مطرح شود، چرا با استانداردهای دوگانه حتی در قضاوت درباره آزادیِ فردی و اجتماعی‌ مواجهیم؟!


به گزارش «تابناک»، پس از برهنه شدن شاهین نجفی، خواننده هتاک، که سابقه توهین به دو امام معصوم را با گستاخانه ترین ادبیات داشت و سپس با ادبیاتی مشابه بر چهره‌های برجسته فرهنگی کشورمان ـ که با رئیس جمهور دیدار کرده بودند ـ تاخته بود، گروهی از طرفدارانش با بی‌منطقی کامل، از این رفتار ‌دفاع کردند و هر اندیشمندی که این شیوه اعتراض را به نقد می‌کشید، با ادبیاتی سنگین و توهین آمیز مورد هجمه قرار دادند.

دفاع از برهنه شدن شاهین نجفی از سوی هواداران این خواننده نامتعادل که تلاش کرده تاکنون رفتارهای غیرعقلایی‌اش را با وام گرفتن از رخدادهای‌ سیاسی در خارج از ایران مشروعیت‌سازی کند، به همین جا پایان نیافت و گروهی حتی با برهنه شدن و راه‌اندازی کمپین اینچنینی، اقدام به حمایت از این رفتار غیرمنطقی کردند؛ این اتفاقی در نوع خود کم‌‌سابقه و البته از خواننده‌ای که «شر بودن» را نمادش قرار داده، عجیب نیست و به هر حال نمی‌توان بیش از این انتظار داشت.

چه بسا در آینده شاهد رفتارهای ناهنجارتر از برهنه شدن از سوی این خواننده ‌روی صحنه کنسرت و در ملأعام باشیم و جماعتی نیز از این رفتار ناهنجار حمایت کنند؛ بنابراین، نمی‌توان بیش از این انتظار داشت، زیرا در هر جامعه‌ای چنین اشخاصی هستند که شیوه‌های اینچنینی را انتخاب می‌کنند و به واسطه فقدان عقبه عقلانی، به سرعت نیز به فراموشی سپرده می‌شوند؛ اما آنچه محل تأمل است، برخی تناقضات رخ داده همزمان با همین رفتارها در فضای مجازی است.

دفاع از برهنگی شاهین نجفی و حمله به ازدواج مهناز افشار!

در همین مقطع، زمانی شاهد اعلام رسمی خبر ازدواج مهناز افشار، بازیگر زن سینمای ایران با یاسر رامین، فرزند محمدعلی رامین، یکی از تئوریسین‌های دولت پیشین به ویژه در بحث هولوکاست و همچنین یکی از معاونان مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد دولت احمدی نژاد بود؛ موضوعی که مسأله‌ای شخصی است و به واسطه تشاهر دو سوی این اتفاق، در رسانه‌ها بر آن تمرکز شد و البته در دیگر کشورها نیز توجه به این اخبار مرسوم است و گاهی حواشی نیز در پی دارد.

با این حال، آنچه عجیب بود، حمله به مهناز افشار به دلیل این ازدواج بود و ظاهراً حرکت فردی مهناز افشار اقدام غیرقابل هضم بود و حتی حجت‌الاسلام و المسلمین خاتمی، رئیس جمهور اسبق که خطبه عقد این دو را خوانده نیز از گزند این حملات در امان نماند و این حملات نیز تاکنون متوقف نشده است. نکته جالب اینکه بخش وسیعی از آنهایی که این حملات را متوجه مهناز افشار می‌کردند، همان اشخاصی بودند که از اقدام شاهین نجفی حمایت می‌کردند!

با این اوصاف، تناقض عجیب در تفسیر آزادی فردی به وجود آمده و ظاهراً شاهین نجفی به همراه گروهش، حق دارد ‌روی صحنه و در ملأعام برهنه شود، ولی مهناز افشار حق ندارد درباره آینده فردی‌اش تصمیم‌گیری کند و باید برای چنین انتخاب شخصی از جماعتی اجازه می‌گرفت؛ هرچند آنچه شاهین نجفی انجام داد، بر خلاف آنچه درباره مهناز افشار رخ داده، رفتار شخصی نبوده و کاملاً جنبه اجتماعی داشته است.

در لوای این مقایسه، شاید بتوان به قضاوت درباره همین تناقض عجیب پرداخت و به این پرسش پاسخ داد، چرا وقتی با کاری موافق هستیم ولو آنکه توجیه مشروعیت اخلاقی‌اش ناممکن یا دشوار باشد، آن را در راستای آزادی فردی و اجتماعی طبقه بندی می‌کنیم، ولی وقتی با عملی موافق نیستیم، ولو آنکه کاملاً مشروع و فردی باشد، به خود اجازه تجاوز به حقوق فردی و تحقیر و توهین به آن فرد را می‌دهیم؟ آیا همه ما در حال تفسیر به مطلوب اخلاق به سود خود در جریان رویدادهای روزمره نیستیم؟

[ دوشنبه 93/3/26 ] [ 2:45 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
ممنابع وابسته به پلیس از رسیدن نیروهای کمکی از استان واسط  که تعداد آنها 450 نفر است خبر دادند.


به گزارش مهر، به گفته این منابع هدف از اعزام این نیروهای کمکی از واسط به ذیقار حمایت از زندان مرکزی الناصریه در الحوت است.

از سوی دیگر منابع عراقی اعلام کردند: نیروهای ویژه از بابل عازم سامراء برای جنگ با داعش شده است. به گفته این منابع افراد مذکور به خوبی برای جنگ های خیابانی آموزش دیده اند.

خلیل زاد: واقعیت عراق پس از اشغال موصل تغییر کرده است


زلمای خلیل زاد سفیر اسبق آمریکا در افغانستان اظهار داشت: واقعیت عراق در حال حاضر پس از سیطره افراد مسلح داعش در موصل دومین شهر بزرگ این کشور و تلاش آنها برای سیطره بر بغداد تغییر کرده است.

وی با بیان این مطلب افزود: سرعت تحولات در عراق من را یاد اوضاع افغانستان در دهه 90 می اندازد هنگامی که گروه طالبان با سرعت و یکی پس از دیگری شهرها را اشغال می کرد.


[ دوشنبه 93/3/26 ] [ 2:43 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 131
بازدید دیروز: 530
کل بازدیدها: 1168843