سفارش تبلیغ
صبا

علی داودی
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

اصطلاح آهن زنگ نزن به چه معناست؟ به علت فعال بودن فلز آهن وقتی در مجاورت اکسیژن و رطوبت قرار می گیرد ، اصطلاحا ((زنگ می زند)). در واقع آهن با اکسیژن تشکیل اکسید آهن داده که قرمز رنگ بوده و روی آن را می پوشاند. برای استفاده بهتر از آهن و جلوگیری از زنگ زدن آن، آن را گالوانیزه می کنند . در این روش آهن را با فلز روی پوشش می دهند و در نتیجه زمانی که آهن گالوانیزه در معرض محیط مرطوب قرار می گیرد زنگ نمی زند.اصطلاح آهن زنگ نزن در مورد این فلز اشتباه رایجی است. زمانی که کربن به آهن اضافه شود ، تبدیل به آلیاژ می شود و از حالت عنصری خارج می شود. به این آلیاژ، فولاد گفته می شود که خواصی بهتر از آهن دارد. یک نوع از این فولادها، فولاد زنگ نزن هستند که علاوه بر آهن و کربن عناصری دیگری مانند کروم به آن اضافه شده که باعث ایجاد مقاومت در برابر زنگ زدن در آنها می شود.

چرا آهن زنگ می زند؟

برای آن که آهن با اکسیژن موجود در هوا ترکیب می شود و اکسیدآهن قرمز رنگرا(که همان زنگ آهن است)تولید می کند.در هر صورت?نوعی آهن وجود دارد که زنگ نمی زند.اختراع یاکشف این آهن امری تصادفی بود!در سال1913 ?هری بریرلی? که متخصص ذوب فلزات بود?برای ساختن لوله تفنگ?دنبال فلزی مناسب می گشت.از این رو فلزات گوناگون را با هم ترکیب کردو آلیاژهای مختلفی به دست آورد.امّا پس از انجام آزمایش ها?تمام نمونه ها را به گوشه ای انداخت.چند ماه بعد متوجّه شد در حالی که همه نمونه های دور ریخته شده?زنگ زده اند?یکی از آنها زنگ نزده است!

نکته:آلیاژ فلزی است که از ترکیب دو یا چند فلز به دست می آید.

بریرلی این آلیاژ را با دقّت بررسی کرد و فهمید که 14?آن کروم است.به این ترتیب فلز زنگ نزن یااستنلس استیل وارد زندگی بشر شد.امروزه اغلب لوازم آشپزخانه ها از آهن زنگ نزن هستند.جنس بیشتر دیگ ها?کتری ها?ماهی تابه ها?قاشق و چنگال ها?چاقو ها و لگن ظرفشویی آشپزخانه ها از آهن زنگ نزن است؛همین طور بسیاری از لوازم جرّاحی و قطعات خودرو ها از این فلز ساخته می شوند.


[ شنبه 97/8/26 ] [ 7:21 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

آیا ما به این تعداد مهندس نیاز داریم؟ پاسخ به این پرسش نیازمند یک تحلیل آماری و بررسی دقیق سالانه اشتغال فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهندسی در کشور است.

به گزارش روزنامه شرق، از آمار و ارقام که بگذریم شاید بسیاری از ما فارغ‌التحصیلان مهندسی را در اطراف خود بشناسیم که به کاری غیرمرتبط و مشاغلی غیر از آنچه که در دانشگاه برای آن تربیت شده‌اند، می‌پردازند. مثلا مهندس عمرانی که کار ترجمه انجام می‌دهد، مهندس معدنی که در کلاس کنکور، ریاضیات درس می‌دهد یا مهندس برق یا مکانیکی که مسافرکشی می‌کند یا مغازه فست‌فود باز کرده است نشان می‌دهد که به اشتباه وارد این رشته شده یا اینکه ساختار تحصیلات آموزش عالی کشور نقصی دارد که بدون توجه به ظرفیت اشتغال و تعداد فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها، صندلی دانشگاه‌ها را پر کرده است.

این عطش مهندسی که در ایران دیده می‌شود شاید برای جوامع دیگر قابل درک نباشد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی در سال‌های اخیر حتی نوعی بی‌تفاوتی به تحصیل در رشته‌های فنی و مهندسی دیده می‌شود. در حالی‌که کشور ما لبریز از فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهندسی است. گزارش مؤسسه کار آلمان در کلن (Bundesagentur für Arbeit; IW Köln)
در سال 2010 نشان می‌داد این کشور تقریبا 26 هزار مهندس کم دارد؛ 15هزارو 500 مهندس مکانیک و 9هزارو 500 مهندس برق و پنج‌هزارو 600 مهندس عمران و معماری.

در کشور آلمان که به موتور صنعتی اروپا مشهور است، بسیاری از دانش‌آموزان علاقه‌ای به ورود به رشته‌های فنی و مهندسی یا حتی پزشکی ندارند و رشته‌های علوم اجتماعی، علوم سیاسی، هنر و تاریخ و فلسفه و موسیقی برای بسیاری جذاب‌تر است. در ایران اما وضع به گونه واضحی متفاوت است.

گزارش سال 2015 مجمع جهانی اقتصاد (the World Economic Forum) نشان می‌داد که ایران (با 233 هزار نفر) به‌لحاظ تعداد فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهندسی در جایگاه سوم دنیا ایستاده است. یعنی بلافاصله پس از روسیه (454 هزار نفر) و ایالات متحده آمریکا (238 هزار نفر). اما آیا ایران به‌لحاظ سهم خود در بازار جهانی تولیدات صنعتی در جایگاه سوم ایستاده است؟ لااقل آمارها این‌طور نشان نمی‌دهند.


[ شنبه 96/8/13 ] [ 9:18 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
وقتی حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی،در آخرین حجش، حجت الوداع «نصیحه الائمه المسلمین» را به عنوان یکی از سه مورد قابل تذکر برای جامعه بعد از خودش بیان می کند و وقتی مولای متقیان امیر مومنان،علی مرتضی، می فرماید یا ایها االناس... اما حقی علیکم.... النصیحه فی المشهد و المغیب! من حقی بر گردن شما دارم که در حضور و غیاب من، مرا نصیحت کنید! باید برای حاکمان خیرخواه بود و ناصح ! باید به مسئولان کشور مرتب یادآوری کرد که در این کشور چه میگذرد و آنان چه کارها باید بکنند که نکرده اند!
به گزارش «تابناک» تا کنون این سوال برای مسئولان این کشور پیش آمده است که درصدی از مردم که  در جامعه ناراضی و ناراحت هستند،دقیقا از چه چیزی ناراحت هستند؟ از بیکاری؟ تورم؟ از دروغ؟ رانت و ...؟برای رضایت این طیف کثیر بی بهره چه کار باید کرد؟ البته اگر پذیرفته شود که این طیف کثیر بی بهره ِ ناراضی وجود دارد! شاید بتوانیم در چند مطلب پیوسته، بخشی از این دلایل،را از مشاهدات و مطالعات شخصی و همراهی مخاطبان برای آگاهی مسئولان بیان کنیم:
اول:ناکارآمدی؛ شاید مهم ترین علت نارضایتی مردم، این است که  نهادهای دولتی و حاکمیتی وظیفه خود را به درستی انجام نمی دهند، یعنی از مدیریت حوزه مسئولیتی که به آنان سپرده شده است،ناتوان هستند!حتما شنیده اید در سال جاری میلادی کشور آلمان، به جای کسری بودجه با اضافه بودجه مواجه شده است. این به زبان ساده یعنی اینکه درآمد دولت آلمان،از  هزینه هایی که برای اداره کشور و مردم می کند، بیشتر شده است!در کشور ما اما، مثلا بنا به هر دلیلی طرحی به اسم طرح تحول سلامت کلید می خورد، بخش اعظمی از منابع مالی دولت برای انجام این کار صرف می شود، بعد از اینکه عده ای از حجم عظیم این منابع مالی بهره مند می شوند و خزانه دولت خالی می شود، شکست طرح اعلام می شود؛ به همین سادگی! این به زبان ساده تر، یعنی ناکارآمدی! در طراحی و اجرای یک سیاست! منابع هزینه شده، طرح شکست خورده و خزانه خالی شده و مردم هم هچنان بی پناه!عموما مسئولان از بدهکاران عمده مالی صحبت می کنند که گاهی وقت ها اسم آنان در جیب مسئولان هست؛ بدهکاری کلان بانکی،یعنی ناکارآمدی سیسستم بانکی در توزیع منابع بانکی و عدم وصول مطالبات یعنی ناکارآمدی در محاسبه توان پرداخت! رئیس سازمان امور مالیاتی از وجود هفتاد نفر نام می برد که 12 هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی دارند! این یعنی ناکارآمدی! صدها مثال دیگر در مورد ناکارآمدی وجود دارد که احتمالا به دلیل ارتباط این موضوع با دلایل دیگر بارها در ادامه مطلب به آنها اشاره شود.
چشم انداز نامطلوب برای زندگی ؛ اگر از یک جوان ایرانی پرسیده شود که برای ده سال آینده اش چه برنامه ای دارد، شاید تا آنجا که به شخص خودش مربوط باشد، راحت تر پاسخ دهد، اما هنگامی که به نقش دولت و حاکمیت می اندیشد حرفی برای گفتن ندارد، چون بی ثباتی در تصمیم گیری ها و قوانین اجازه نمی دهد،او بیشتر از شش ماه، قدرت برنامه ریزی داشته باشد، هر روز ممکن است با تغییر مداوم برنامه های دولت و قوانین، چشم اندازهای ترسیمی او تخریب شود؛ او حتی نمی داند تولید ثروت یا سرمایه که کرده است، از این ماه تا ماه بعد چه اندازه کاهش دارد، لذا تمایلی به برنامه بلند مدت هم برای سرمایه اش دارد و اگر سرمایه ای داشته باشد به سرعت به چرخه دلالی می اندازد! عدم ثبات و تغییرات پی در پی قوانین که گاهی برای منفعت اشخاص و گروهی خاص اتفاق ی افتد، زمانی دو نفر را با شرایط یکسان را، یکی از عزیز و دیگری را ذلیل می کند! یکی از فقیر و دیگری را ثروتمند می کند! در چنین حالتی که وضعیت فردای افراد مشخص نیست، چه چشم اندازی برای جوانان، سرمایه گذاران و... وجود دارد؟
رسیدن به حق: اگر باز از یک جوان ایرانی بپرسید چه اندازه امید دارد که اگر تلاشی می کند به حق و هدفش می رسد، جواب چندان امیدوار کننده ای نخواهید شنید.مناصب و پست ها در ایران کنونی، نه بر اساس میزان تلاش شهروندان تقسیم می شود و نه بر اساس شایستگی فردی؛ به همین خاطر در رقابت با شایستگی و رابطه زدن، این رابطه است که غلبه می کند و حتی محق ترین و شایسته ترین ها در ایران کنونی، برای رشد و ارتقاء خود را به افرادی نزدیک می کنند که در مقایسه با آنان از لحاظ شایستگی و صلاحیت در رتبه های بسیار پایین تر قرار دارند، اما به منابع قدرت وصل هستند؛ افرادی که بدون صلاحیت برای افراد صاحب صلاحیت، تصمیم گیری می کنند!به همین خاطر است که تلاش و کوشش برای رسیدن به صلاحیت و کیفیت قابل قبول برای تصدی مناصب مهم در کشور متوقف شده است. در واقع مناصب  عمدتا در اختیار ناشایستگان قرار گرفته است و تعداد زیادی افراد صاحب صلاحیت هم بیرون گود، معترض و ناراضی نشسته اند.
قیم مآبی : بارها و بارها تکرار شده که برخی و عده ای به جای مردم صحبت می کنند و خواسته های درونی خود را خواسته های مردم معرفی می کنند؛ صلاح و مصلحت خود را صلاح و مصلحت، مردم معرفی می کنند؛ خیلی وقت ها به جای آنان تصمیم  گیری می کنند؛در ایران کنونی چنین روندی به کرات اتفاق می افتد. به اسم مردم امورات شخصی را جلو بردن و بعد از ناکامی پشت مردم پنهان شدن!مردم اصولا معتقدند نظر آنان از دل صندوق آرا بیرون می آید! با همه فیلترهایی که بر سر کاندیداتوری وجود دارد، آنان از اینکه خود را مافوق منتخبان خود می بینند،آزرده خاطر هستند.تقریبا به ندرت دیده شده است که عمل به خواست خود مردم، زیانی انبوه دربرداشته باشد، اما در مقابل آن، اتخاذ تصمیماتت فردی و به جای مردم، آسیب های جدی به مردم و انقلاب وارد کرده است.

[ شنبه 96/8/13 ] [ 9:17 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

در حالی که سال هاست اقدامات و برنامه ریزی های متعددی برای کاهش مهاجرت نخبگان به خارج از کشور انجام می شود، شواهد و مستندات مختلف بیانگر این واقعیت است که با اقدامات انجام شده، نه تنها این روند کاسته نشده، بلکه متاسفانه پدیده مهاجرت نخبگان در سال های اخیر به مقطع دانش آموزی نیز سرایت کرده است؛ به طوری که همه ساله تعداد زیادی از دانش آموزان تیز هوش و استعدادهای برتر دانش آموزی برای ادامه تحصیل، کشور را ترک می کنند. واقعیت تلخی که نشان می دهد برخلاف ادعای مسئولان امر، مهاجرت نخبگان ایرانی نه تنها معکوس نشده، بلکه ابعاد تازه تری پیدا کرده و آن هم سرایت این پدیده به مقطع دانش آموزی است که باعث گسترده شدن دایره خروج استعداد های برتر ایرانی به خارج از کشور شده است و چنانچه این روند ادامه پیدا کند، علاوه بر هدر رفتن هزینه هایی که طی سال های تحصیل برای آموزش و تربیت این افراد صرف شده است، در عین حال می تواند ظرف چند سال آینده کشور را با بحران کمبود نیروی انسانی متخصص و ماهر که یکی از اساسی ترین شاخص های توسعه یافتگی کشورها محسوب می شود، مواجه کند. هرچند متاسفانه چند سالی است که آمار دقیق و شفافی از میزان خروج نخبگان به خارج از کشور ارائه نمی شود، اما آمارهای سال های گذشته نشان می‌دهد که 62‌ درصد از دانش‌آموزان مدال‌آور المپیادهای علمی ایران به خارج از کشور و عمدتا به کشور‌های توسعه‌یافته دنیا چون آمریکا و کانادا مهاجرت می کنند و این یک تهدید جدی برای کشور محسوب می شود، تهدیدی که به جای کتمان شدن از سوی مسئولان بایدمبنای برنامه ریزی هاو تصمیم گیری های جدید در این حوزه قرار گیرد.

 
رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی معاون وزیر آموزش وپرورش با اشاره به سرایت پدیده مهاجرت نخبگان از دانشجویی به دانش آموزی می گوید: یکی از مسائل نگران کننده ای که هم اکنون در کشور با آن مواجهیم، مهاجرت استعداد های برتر دانش آموزی به خارج از کشور است به طوری که در گذشته مهاجرت دانشجویان ما عمدتا در دوره های تحصیلات تکمیلی اتفاق می افتاد، اما با توجه به شواهدی که در دست داریم و گزارش هایی که از برخی مدارسی که دانش آموزان نخبه در آن تحصیل می کنند، به دستمان رسیده؛ متاسفانه تمایل مهاجرت به خارج از کشور به رده های پایین تر رسیده است و امروز بسیاری از دانش آموزان ما ترجیح می دهند بعد از اتمام دوره متوسطه،تحصیلات خود را در خارج از کشور ادامه دهند که این بسیار جای نگرانی دارد. او می افزاید : مقطع زمانی ورود دانش آموزان از دبیرستان به دانشگاه مهم ترین مقطع و دورانی است که باعث شکل گیری هویت جوانان می شود و فرصتی را فراهم می کند که دانش آموزان بیش از پیش با ارزش های جامعه ما عجین شوند.بر همین اساس به نظر می رسد چنانچه مهاجرت به خارج از کشور در دوران دانشجویی وپس از آن انجام شود تمایل به بازگشت در آن ها بیشتر است،اما زمانی که هنوز هویت جوان به طور کامل شکل نگرفته است با خروج از کشور احتمال بازگشت او کمتر خواهد شد.
 
وی ادامه می دهد: البته در این باره آماردقیقی نداریم، اما در پژوهشی که در دانشگاه تهران انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که از میان متغیر ها ی مهمی که روی مهاجرت نخبگان وترک کشور تاثیرگذار است عوامل فرهنگی بیش از عوامل اقتصادی دخیل است. بنابراین اگر در نحوه آموزش هایی که به این دانش آموزان داده می شود احساس تعلق به هویت ایرانی اسلامی و احساس تعهد ومسئولیت پذیری به جامعه ای که امکانات بیشتری را در اختیار آن ها قرار می دهد؛ تقویت شود ما کمتر شاهدخروج بی بازگشت نخبگان دانش آموزی به خارج از کشور خواهیم بود .وی در عین حال با انتقاد از جداسازی دانش آموزان تیز هوش ودانش آموزان عادی درمدارس می گوید : جداسازی دانش آموزان تیز هوش ازدانش آموزان عادی وبرچسب زدن به آن ها به عنوان اشخاصی که تافته جدابافته از اجتماع هستند، کمتر آن ها را با واقعیت ونیازهای جامعه درگیر می کند ومی تواند تبعات زیادی داشته باشد به طوری که این افراد ناخود آگاه در طول تحصیل و ورود به جامعه به دنبال شرایط راحت تری خواهند بود و چنانچه این شرایط برای آن ها فراهم نشود به کشورهایی مهاجرت می کنند که با سرمایه گذاری هنگفت این شرایط را برای جذب نخبگان فراهم کرده اند.
 

آینده مبهم شغلی عاملی مهم در مهاجرت استعدادهای برتر دانش آموزی

 
 به عقیده اغلب صاحب نظران، وجود جمعیت کثیر دانش آموختگان بیکار در کشور با وجودهمه پیامد ها وتبعاتی که در پی دارد؛ این پیام را به جوانان در حال تحصیل در مقاطع پیش از دانشگاه منتقل می کند که آینده شغلی مبهمی در انتظار آنان است و این آینده مبهم شغلی، می تواند عاملی مهم در مهاجرت استعدادهای برتر دانش آموزی تلقی شود. حکیم زاده می گوید : متاسفانه آموزش هایی که در مدارس به دانش آموزان ما ارائه می شود، چندان مهارت محور نیست و این موضوع باعث می شود که دانش آموزان ما چندان با مباحث کاربردی آشنایی نداشته و با مهارت های مختلف بیگانه باشند که این موضوع نگران کننده ای است. از سوی دیگر کثرت دانش آموختگان دانشگاهی که متاسفانه با بازار کار چندان مناسبی مواجه نیستند و گسترش دامنه بیکاری این افراد در کشور برای دانش آموز ما، تداعی کننده این مسئله است که ممکن است در آینده، او نیز نتواند نیاز شغلی خود را برطرف کند و این مسئله نیز به عنوان یکی از موضوعات مهم به مهاجرت دانش آموزان دامن می زند .وی تصریح می کند:بررسی ها از افزایش روندمهاجرت دانش آموزان از کشور حاکی است، مهاجرت استعداد های برتر ونخبه واقعیت انکار ناپذیری است که باید برای آن چاره اندیشی کردو یکی از راهکار ها می تواند این موضوع باشد که آموزش های قبل از دانشگاه باید درهویت بخشی و احساس تعلق دانش آموزان به جامعه موثرعمل کند، در حالی که اکنون این طور نیست.
 
اقتصاد دانش بنیان باید از پیش دبستان ودبستان پایه گذاری شود
 

به گفته حکیم زاده ،باید به سمتی برویم که دانش آموزان ما به این باور برسند که می توانند یافته ها وداشته های علمی خودرا به مرحله کاربردی شدن برسانند در این صورت پیوندی بین مباحث علمی که آموخته اند وزندگی روزمره شان شکل می گیرد وزمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان را فراهم می کند و دانش آموزانی که در چنین بستری رشد کنند در آینده قطعا می توانند پایه گذار استارتاپ ها وشرکت های دانش بنیان باشند به طوری که در کشور های دیگرو نظام های آموزشی که عملکرد موفقی داشته اندبر مباحث ایده پروری و گسترش خلاقیت دانش آموزان تاکید شده است و اگر ما چنین بستری را در کشور فراهم کنیم و مدارسی داشته باشیم که امکان تحقیق وپژوهش وکار ورزی و مهارت آموزی را برای بچه ها فراهم کنند وآن ها بتوانند بین داشته های علمی که از طریق کتاب ها می آموزند و خلاقیت خود ایده هایی را پرورش دهند که به مرحله تولید برسند، به نظر می رسد زمینه های لازم فراهم خواهد شد تا کودکان ما تعلق خاطر بیشتری به این سرزمین داشته باشند؛ بنابراین اقتصاد دانش بنیان باید از پیش دبستان ودبستان پایه گذاری شود.دهمرده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز با بیان این که مهاجرت نخبگان در همه کشورها به منظور ادامه تحصیل یا انجام تعاملات علمی انجام می شود وموضوع غیر طبیعی نیست، می گوید: اما موضوعی که حائز اهمیت است بازگشت، حفظ ونگهداری نخبگان است که تنها با حمایت های مادی و معنوی و ارائه امکانات رفاهی و رفع مشکلات و کمبودها میسر است. بنابراین باید شرایطی را در کشور فراهم کنیم که شاهد مهاجرت بدون بازگشت نخبگان کشورمان نباشیم.

 
[ یکشنبه 96/6/5 ] [ 1:40 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

قائم مقام وزیر بهداشت با اشاره به برخی آمار و ارقام در زمینه حوادث ترافیکی، گفت: حوادث ترافیکی در کشور ما سومین عامل مرگ و میر هستند و در هر 33 دقیقه یک نفر در کشور ما فوت می‌کند.

به گزارش ایسنا، دکتر ایرج حریرچی در نخستین جشنواره کشوری پیشگیری از حوادث و سوانح با بیان اینکه 6.48 درصد از تولید ناخالص ملی ما صرف عوارض حاصل از حوادث طبیعی می‌شود، گفت: از هر 15 تومانی که تولید می‌کنیم یک تومانش را برای حوادث ترافیکی از دست می‌دهیم. همچنین سالانه 39 میلیارد دلار از درآمد ملی ما به صورت مستقیم و غیر مستقیم به دلیل حوادث و سوانح ترافیکی از بین می‌رود.

وی ادامه داد: متاسفانه در هر 33 دقیقه یک نفر در کشورمان به دلیل حوادث ترافیکی فوت می‌کند و 20 برابر این تعداد نیز مصدوم می‌شوند. ایران از نظر آسیب‌های ناشی از حوادث ترافیکی در رتبه هشتم قرار دارد و قبل از ما شش کشور آفریقایی و یک کشور آسیایی است که وضعیت‌شان از ما بدتر است.

حریرچی با بیان اینکه البته اقدامات مناسبی هم در این حوزه انجام شده است، گفت: ‌در سال 84، 27 هزار و 800 نفر فوتی ناشی از حوادث ترافیکی داشتیم، اما این تعداد در حال حاضر به 15 هزار و 932 نفر رسیده است. همچنین در گذشته حوادث ترافیکی عامل دوم مرگ و میر در کشورمان بوده‌اند، اما اکنون عامل سوم مرگ و میر در کشور محسوب می‌شود. بنابراین هنوز راه زیادی برای بهبود شرایط داریم.

قائم مقام وزیر بهداشت با بیان اینکه در سال گذشته 496 هزار مورد اعزام آمبولانس برای حوادث و سوانح ترافیکی داشتیم، گفت: همچنین 12 هزار و 600 مورد اعزام آمبولانس به ماموریت‌های ویژه که دارای سه کشته یا پنج مصدوم هستند، داشته‌ایم. همچنین در سال گذشته 768 هزار نفر مصدوم ترافیکی را در بیمارستان‌های کشور بستری کردیم و 1189 میلیارد تومان فقط هزینه صورتحساب بیماران مصدوم شده است.

وی با بیان اینکه 70 الی 90 درصد از عوامل مرگ و میر در جاده‌های کشور عوامل انسانی مانند صحبت کردن با موبایل، انحراف به چپ و ... است، گفت: بر این اساس کمتر از 10 درصد از تصادف‌هایمان در نقاط حادثه‌خیز اتفاق می‌افتد و این موضوع اهمیت آغاز آموزش‌های مرتبط در این زمینه را پیش از مدرسه نشان می‌دهد.

حریرچی بر لزوم مطالعه و شناسایی دقیق عوامل آسیب، آموزش و اشاعه فرهنگ صحیح بهره‌گیری از تکنولوژی‌های مدرن تاکید کرد و گفت: تدوین پیوست سلامت برای ورود هر تکنولوژی، بازدارندگی قوانین، همراهی و مساعدت حوزه‌های حاکمیتی از جمله اقدامات لازم برای مقابله و پیشگیری از حوادث و تصادفات ترافیکی است. از سوی دیگر باید توجه کرد که سوانح عمدی مانند خودکشی و دیگرکشی هم در کشور از مسائل بسیار مهمی هستند که بیش از حوادث طبیعی در کشور جان افراد را به خطر می‌اندازند.


[ یکشنبه 96/6/5 ] [ 1:39 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

این مطلب برای همه شما پدر مادرهاست. نیاز به کمی کمک دارید؟ در این مطلب می توانید با ایده هایی آشنا شوید که زندگی را کمی برایتان آسان تر خواهد کرد. این روش ها و ترفندها ممکن است به اندازه طلا برایتان ارزشمند باشند. می خواهید بچه هایتان از جنگیدن در ماشین دست بردارند؟ دنبال بهترین جا برای قایم کردن آب نبات ها می گردید؟ می خواهید کودکتان سبزیجات بخورد یا دارویش را مصرف کند؟ راه حل همه این ها را اینجا پیدا می کنید.

 
بین بچه ها مقوا قرار دهید و آن ها را از هم جدا کنید تا دعوا نکنند
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

شکلات ها را در بسته لوبیاهای یخ زده قرار دهید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

بااین روش کودک را از شن و ماسه در ساحل دور نگه دارید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

کودکتان را با یک سطل آب و یک قلم مو سرگرم کنید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

وقتی خیلی خسته هستید یک دستکش پرشده را روی کمر او قرار دهید تا احساس دوست داشتن کند و آرام بخوابد
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها

یک برچسب را نصف کرده و به این صورت در کفش هایش بچسبانید تا یاد بگیرد پاهایش را به درستی در کفش ها قرار دهد
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

ساعت را برایش رنگ کنید و مدیریت زمان را به کودکتان آموزش دهید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

هنگام خوردن بستنی از یک ظرف یکبارمصرف یا در پلاستیکی استفاده کنید تا لباس هایش کثیف نشود
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

با تبدیل کردن کار به یک بازی سرگرم کننده کودکتان را وادار به کار کنید
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها

کودک را با خلاقیتش در یک جعبه مقوایی تنها بگذارید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

به این روش یک وایت بورد تمام نشدنی برای او بسازید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

یکی از این ها برای کودکتان درست کنید تا با هیولاهایی که شب ها از آن ها می ترسند مبارزه کنند
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها

با لوله های دستمال کاغذی یک پارکینگ برای ماشین هایش درست کنید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها
 
با این روش با یک کش مانع بسته شدن در و گیرافتادن کودک در حمام یا اتاق شوید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

یک نمودار روی بطری داروی او درست کنید و از آن ها بخواهید با خوردن دارو آن را پر کنند
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها


با محافظ های اسفنجی مانع گیر کردن انگشتان کودکان لای در شوید

 ترفندهایی برای پدر و مادرها

 برترین


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:18 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
به چشمان خود اجازه دهید که زیبا‌ترین سنگ‌های جهان که در دل طبیعت وجود دارند را ببینند? در آن صورت دیگر الماس زیبایی خود را پیش چشمان شما از دست خواهد داد.در ادامه 20 سنگ زیبا که از الماس هم زیبا‌تر هستند را با هم خواهیم دید.

 

 

اوپال با اقیانوسی درون آن

20سنگ بی نظیری  معدنی که در برابر زیبایی آن‌ها الماس دیگر نمی‌درخشد را دراینجا ببینید.به چشمان خود اجازه دهید که زیبا‌ترین سنگ‌های جهان که در  دل طبیعت وجود دارند را ببینند?  در آن صورت دیگر الماس زیبایی خود را پیش چشمان شما از دست خواهد داد.در ادامه 20 سنگ زیبا که از الماس هم زیبا‌تر هستند را با هم خواهیم دید: 

1- اوپال لوز با کهکشانی درون آن 

سنگ زینتی اوپال

 

2- اوپال آتش غروب آفتاب

اوپال آتش غروب آفتاب

 

3- اوپال با اقیانوسی درون آن

اوپال با اقیانوسی درون آن

 

4- بیسموت (Bismuth)

سنگ زینتی بیسموت

 

5- اوپال رعد و برقی سیاه

اوپال رعد و برقی سیاه

 

6- اوپال فسیلی

 فسیلی سنگ زینتی اوپال

 

7- رز کوارتز ژئود

سنگ زینتی رز کوارتز ژئود

 

8- آزوریت (Azurite)

سنگ زینتی آزوریت

 

9- کهربای برمه‌ای اصل

کهربای برمه‌ای اصل

 

10- فلوریت (Fluorite)

سنگ زینتی فلوریت

 

11- کوارتز تیتانیوم

سنگ زینتی  کوارتز تیتانیوم

 

12- ملکه‌ی اروگوئه ? بزرگ‌ترین سنگ آمیتیس جهان

بزرگ‌ترین سنگ آمیتیس جهان

 

13- بیسموت

سنگ زینتی بیسموت

 

14- رودوکروزیت (Rhodochrosite)

سنگ زینتی رودوکروزیت

 

15- کهربای هندوانه‌ای

سنگ زینتی کهربای هندوانه‌ ای

 

16- اوواروویت (Uvarovite)

سنگ زینتی اوواروویت

 

17- اسکالوسایت (Scolecite)

سنگ زینتی  اسکالوسایت

 

18- کریزوکل در مالاکیت (Chrysocolla In Malachite) 

سنگ زینتی کریزوکل در مالاکیت

 

19- رلگا بر کالسایت (Realgar On Calcite)

سنگ زینتی رلگا بر کالسایت

 

20-  فلوریت? کوارتز و پیریت (pyrite) مختلط

سنگ زینتی فلوریت? کوارتز و پیریت


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:7 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

چگونه باید مراقبت از کودکان در خانواده‌مان را تقسیم کنیم؟

بر طبق تحقیقات جدید مرکز بوستون قسمت کار و خانواده، سه نوع از پدرهای شاغل وجود دارد. در مطالعه اخیر BCCWF ، هزار نفر از پدرهای شاغل این دو سؤال را پرسیدند.

همان‌طور که معلوم است، دوسوم پدران به تقسیم مسئولیت نگه‌داری معتقد بودند و فقط یک‌سوم از آن‌ها می‌گفتند وظیفه خانواده است.

 پاسخ به دو سؤال در این تقسیم‌بندی جالب است.


پدرهایی که موافق برابری بودند: کسانی که می‌گفتند مسئولیت نگهداری باید به‌طور مساوی تقسیم شود و انجام هم می‌دادند.

پدرهای سنتی: کسانی که می‌گفتند نگهداری نباید مساوی باشد و همسر آن‌ها باید بیشتر دهد. که بیشتر هم انجام می‌داد

پدرهای متناقض: کسانی که می‌گفتند باید مساوی تقسیم شود اما تأثیری در انجام آن نداشتند.

BCCWF  پاسخ‌های پدران را در رابطه با سؤالات دیگری باهم مقایسه کرد که شامل رضایت از زندگی، رضایت شغلی و میزان استرس بر طبق رابطه تعارض کار وخانواده بود. نتایج جالبی به دست آمد.

شادترین گروه از نظر رضایت شغلی و کاری و همچنین تعارض کمتر کار وخانواده پدرهای طرفدار مساوات بودند. علی‌رغم اینکه ممکن است حجم کار بیشتری را در خانواده و محل کار داشته باشند.

شادترین گروه نوبت بعدی پدرهای سنتی بودند. و پدرهای متناقض کمترین شادی را داشتند.

من با کارمندان و پدرهای زیادی برای کمک کردن به مشکلات کار و خانواده آن‌ها در سراسر کشور کارکردم.

پدران تساوی طلب و سنتی اکثراً شادبودند، برای اینکه با اولویت‌هایشان زندگی می‌کردند.

اگرچه معمولاً از ازدواج‌های تساوی طلب حمایت می‌کنم (نسبت طلاق کمتر است، درآمد بالاتر است و ارزش‌های تساوی به فرزندان نیز انتقال می‌کند) ولی پدرهای سنتی نیز مسیر دیگری برای موفقیت دارند. آن‌ها بیشترین حمایت را برای همسرانشان به‌عنوان مراقبت از فرزندانشان و مدیریت خانه‌دارند.

با فرض اینکه اگر در خانواده حامی تساوی و یا مدیریت سنتی باشد و بچه‌هایشان نیز از آن‌ها الگو می‌گیرند که نمونه یک مدیریت خوب کار و خانواده است.

برخلاف آن پدران متناقض در کشمکش بودند، برای اینکه آن‌ها امید به اهداف تساوی طلب دارند اما به علت مشغله‌های کاری، درآمد وخانواده، به آن‌ها نمی‌رسند.

در کتاب، راهنمایی برای پدران شاغل: چگونه در کار و خانه موفق باشیم، یک برنامه‌ریزی برای پدران متناقض در تشخیص اولویت‌هایشان قرار داده‌شده که با شروع تغییرات بزرگ و کوچک، به موفقیت بیشتر در تعادل کار و خانواده دست یابند.
 برخی از مهم‌ترین پیام اینجا آورده شده است؛

1- اولویت‌های کار خانواده را ارزیابی کنید و آن‌ها را مقایسه کنید و ببینید چگونه از زمان خود می‌توانید استفاده کنید.

2- بحث‌های صادقانه و صریح درباره چیزی که هستید یا جوری که هر دو دوست دارید باشید و چگونه می‌توانید باشید، با همسر خود داشته باشید

3- به موقعیت مالی خود نگاهی بیندازید که می‌تواند آزادی شمارا محدودتر یا بزرگ‌تر کند.

4- با اهداف دو سه‌هفته‌ای شروع کنید و برنامه‌ریزی کنید تا زمان‌های بیشتری را برای اولویت‌هایتان صرف کنید.

5- موقعیت کاریتان را ارزیابی کنید. فکر کنید چگونه امکان دارد شرایط کاری خود را منعطف‌تر کنید. هیچ‌وقت نخواهی فهمید مگر اینکه بپرسید.

6- وقتی اعتماد کاری در ایجاد کنید، برای آزادی بیشتر بهتر می‌توانید مذاکره کنید. مثلاً می‌توان مذاکره کرد در طول هفته بیشتر کارکرد ولی جمعه‌ها تعطیل بود.

7- برای اصلاح برنامه کاریتان در مسئولیت‌های خانوادگی، راه‌هایی که کوچک و کمتر قابل‌مشاهده هستند، جستجو کنید.

8- اگر می‌توانید خود را ارزیابی کنید.

9- برای خانواده و اولویت‌های شخصی خود نسبت به زمان برنامه‌ریزی کنید. اگر آن‌ها را در تقویم خود قرار دهید، برای کار و زندگی راه جالبی به دست آوردید.

10- اگر همسر شما به شما والد اول بودن را اجازه نداد و یا شمارا خواست کنترل کند، رک بحث کنید و در مورد ارزش‌ها و کارها صحبت کنید.

11- به خود اطمینان دهید زمان کافی و زمان باهم بودن را دارید. مطمئن باشید تا به‌اندازه کافی کارکنید و گاهی اوقات نیز استراحت کنید.

12- با پدرهای دیگر که موقعیتی مانند شما دارند در همسایگی یا محیط کار، رابطه دوستانه برقرار کنید. خیلی از پدرها درباره مشکلاتشان با دیگران سخن نمی‌گویند اما با رابطه بیشتر می‌توان از دیگران نیز کمک گرفت.
منبع: یک پزشک

[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:6 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
بالگرد شرکت ملی حفاری نفت ایران در آبهای دریای مازندران سقوط کرد، تاکنون لاشه بالگرد و جسد 3 سرنشین آن پیدا شده است.
به گزارش عصر ایذه، مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران گفت: بالگرد شرکت نفت خزر ساعت 4و 20 دقیقه بامداد امروز به سمت ساحل در حرکت بود که در 20 کیلومتری بندر امیرآباد در دریا سقوط کرد.
به گفته اکبری تاکنون لاشه بالگرد و جسد 3 سرنشین آن پیدا شده است.
وی با اشاره اینکه این بالگرد 5 سرنشین داشته است، افزود: بالگرد جمعیت هلال احمر مازندران برای امدادرسانی و یافتن پیکر 3 سرنشین دیگر اعزام شده است.
مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران گفت: از 5 سرنشین بالگرد 4 نفر کادرپروازی و یک نفر کارشناس سکوی نفتی بوده است.

فرماندار بهشهر گفت:  ساعت سه بامداد امروز تماسی مبنی بر مصدومیت یکی از کارکنان سکوی نیمه‎شناور امیرکبیر با مرکز پیام نفت خزر واقع در پایگاه ساحلی بهشهر برقرار شد

به همین سبب، یک فروند بالگرد برای امدادرسانی به مصدوم که دچار سکته قلبی شده بود، اعزام شد و حدود ساعت چهار بامداد در راه بازگشت و در فاصله نیم‎مایلی از سکوی نفتی سقوط کرد.

سجادی گفت: فرد مصدوم علی مرداسی فرزند جان‌محمد متولد 1347، متأهل و اهل شهرستان ایذه، بود.


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 10:54 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
با 9 میلیارد تومانی حقوق و وامی که 16 مدیر دولتی سال گذشته دریافت کردند، می شد حق مسکن 490 هزار کارگر را دو برابر افزایش داد و یا یارانه 200 هزار خانوار ایرانی را پرداخت کرد.
به گزارش تسنیم، این روزها خبر دریافت حقوق های نجومی توسط برخی مدیران در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد و تا کنون شاهد برکناری دو تن از مدیرانی که حقوق چند ده میلیونی گرفتند، بودیم که مدیر عامل بیمه مرکزی و مدیرعامل بانک رفاه بودند.
مهمترین نقدی که بر دریافت حقوق های نجومی می شود این است که در شرایط رکود اقتصادی و وضعیت بد اقتصاد و افت رفاه مردم و دریافت حقوق های حداقلی توسط اکثریت قاطع کارگران و کارمندان دولت، اخذ این حقوق های چند ده میلیونی توسط برخی مدیران هیچ توجیهی ندارد و موجب سلب اعتماد مردم نسبت به دولت می شود.
با یک حساب سرانگشتی از مجموع دریافتی فیش های حقوقی که تاکنون از برخی مدیران دولتی منتشر شده، بالغ بر 9 میلیارد تومان طی سال گذشته به 16 نفر پرداخت شده است که شامل هشت مدیر ارشد بیمه مرکزی، 5 مدیر عالی صندوق توسعه ملی، مدیرعامل بانک رفاه و دو مدیر ارشد بانک تجارت بودند.
مجموع حقوق دریافتی 8 مدیر بیمه مرکزی 350 میلیون تومان بود که به همراه 4 فقره وام 450 میلیون تومانی بالغ بر دو میلیارد و 150 میلیون تومان می شود.
5 مدیر ارشد صندوق توسعه ملی در سال گذشته در مجموع 1.5 میلیارد تومان حقوق و 2.5 میلیارد تومان وام گرفتند. مدیرعامل بانک رفاه هم به تنهایی در سال گذشته 520 میلیون تومان دریافتی داشته و دو مدیر عالی بانک تجارت هم 1 میلیارد و 300 میلیون تومان حقوق و یک میلیارد تومان وام گرفتند.
دریافت 9 میلیارد تومان حقوق توسط 16 نفر در سال گذشته در حالی است که دولت بیش از دو سال در مقابل افزایش 20 هزار تومانی حق مسکن کارگران مقاومت کرده و با این بهانه که این پول انتظار تورمی ایجاد می کند، با این مصوبه مخالفت کرده است.
همچنین پرداخت یارانه 45500 تومانی هم در این دولت مکرر مورد انتقاد قرار گرفته و برای پرداخت این مبلغ ناچیز که البته برای قشر محروم کشور مبلغ درخور توجهی است، انواع و اقسام منت ها گذاشته شده است.
وام 10 میلیون تومانی ازدواج هم که در حال تبدیل شدن به آرزوی دست نیافتنی برای جوانان دم بخت است، هر روز با یک مانع تراشی مواجه می شود.
تنها با این 9 میلیارد تومان می شد حق مسکن 490 هزار کارگر را دو برابر افزایش داد، یا یارانه 200 هزار نفر را پرداخت کرد و به 1000 جوان وام ازدواج 10 میلیون تومانی داد.

[ شنبه 95/4/5 ] [ 5:50 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 67
بازدید دیروز: 503
کل بازدیدها: 1228632