سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

علی داودی
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

این مطلب برای همه شما پدر مادرهاست. نیاز به کمی کمک دارید؟ در این مطلب می توانید با ایده هایی آشنا شوید که زندگی را کمی برایتان آسان تر خواهد کرد. این روش ها و ترفندها ممکن است به اندازه طلا برایتان ارزشمند باشند. می خواهید بچه هایتان از جنگیدن در ماشین دست بردارند؟ دنبال بهترین جا برای قایم کردن آب نبات ها می گردید؟ می خواهید کودکتان سبزیجات بخورد یا دارویش را مصرف کند؟ راه حل همه این ها را اینجا پیدا می کنید.

 
بین بچه ها مقوا قرار دهید و آن ها را از هم جدا کنید تا دعوا نکنند
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

شکلات ها را در بسته لوبیاهای یخ زده قرار دهید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

بااین روش کودک را از شن و ماسه در ساحل دور نگه دارید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

کودکتان را با یک سطل آب و یک قلم مو سرگرم کنید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

وقتی خیلی خسته هستید یک دستکش پرشده را روی کمر او قرار دهید تا احساس دوست داشتن کند و آرام بخوابد
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها

یک برچسب را نصف کرده و به این صورت در کفش هایش بچسبانید تا یاد بگیرد پاهایش را به درستی در کفش ها قرار دهد
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

ساعت را برایش رنگ کنید و مدیریت زمان را به کودکتان آموزش دهید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

هنگام خوردن بستنی از یک ظرف یکبارمصرف یا در پلاستیکی استفاده کنید تا لباس هایش کثیف نشود
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

با تبدیل کردن کار به یک بازی سرگرم کننده کودکتان را وادار به کار کنید
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها

کودک را با خلاقیتش در یک جعبه مقوایی تنها بگذارید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

به این روش یک وایت بورد تمام نشدنی برای او بسازید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

یکی از این ها برای کودکتان درست کنید تا با هیولاهایی که شب ها از آن ها می ترسند مبارزه کنند
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها

با لوله های دستمال کاغذی یک پارکینگ برای ماشین هایش درست کنید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها
 
با این روش با یک کش مانع بسته شدن در و گیرافتادن کودک در حمام یا اتاق شوید
 
ترفندهایی برای پدر و مادرها 

یک نمودار روی بطری داروی او درست کنید و از آن ها بخواهید با خوردن دارو آن را پر کنند
 
 ترفندهایی برای پدر و مادرها


با محافظ های اسفنجی مانع گیر کردن انگشتان کودکان لای در شوید

 ترفندهایی برای پدر و مادرها

 برترین


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:18 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
به چشمان خود اجازه دهید که زیبا‌ترین سنگ‌های جهان که در دل طبیعت وجود دارند را ببینند? در آن صورت دیگر الماس زیبایی خود را پیش چشمان شما از دست خواهد داد.در ادامه 20 سنگ زیبا که از الماس هم زیبا‌تر هستند را با هم خواهیم دید.

 

 

اوپال با اقیانوسی درون آن

20سنگ بی نظیری  معدنی که در برابر زیبایی آن‌ها الماس دیگر نمی‌درخشد را دراینجا ببینید.به چشمان خود اجازه دهید که زیبا‌ترین سنگ‌های جهان که در  دل طبیعت وجود دارند را ببینند?  در آن صورت دیگر الماس زیبایی خود را پیش چشمان شما از دست خواهد داد.در ادامه 20 سنگ زیبا که از الماس هم زیبا‌تر هستند را با هم خواهیم دید: 

1- اوپال لوز با کهکشانی درون آن 

سنگ زینتی اوپال

 

2- اوپال آتش غروب آفتاب

اوپال آتش غروب آفتاب

 

3- اوپال با اقیانوسی درون آن

اوپال با اقیانوسی درون آن

 

4- بیسموت (Bismuth)

سنگ زینتی بیسموت

 

5- اوپال رعد و برقی سیاه

اوپال رعد و برقی سیاه

 

6- اوپال فسیلی

 فسیلی سنگ زینتی اوپال

 

7- رز کوارتز ژئود

سنگ زینتی رز کوارتز ژئود

 

8- آزوریت (Azurite)

سنگ زینتی آزوریت

 

9- کهربای برمه‌ای اصل

کهربای برمه‌ای اصل

 

10- فلوریت (Fluorite)

سنگ زینتی فلوریت

 

11- کوارتز تیتانیوم

سنگ زینتی  کوارتز تیتانیوم

 

12- ملکه‌ی اروگوئه ? بزرگ‌ترین سنگ آمیتیس جهان

بزرگ‌ترین سنگ آمیتیس جهان

 

13- بیسموت

سنگ زینتی بیسموت

 

14- رودوکروزیت (Rhodochrosite)

سنگ زینتی رودوکروزیت

 

15- کهربای هندوانه‌ای

سنگ زینتی کهربای هندوانه‌ ای

 

16- اوواروویت (Uvarovite)

سنگ زینتی اوواروویت

 

17- اسکالوسایت (Scolecite)

سنگ زینتی  اسکالوسایت

 

18- کریزوکل در مالاکیت (Chrysocolla In Malachite) 

سنگ زینتی کریزوکل در مالاکیت

 

19- رلگا بر کالسایت (Realgar On Calcite)

سنگ زینتی رلگا بر کالسایت

 

20-  فلوریت? کوارتز و پیریت (pyrite) مختلط

سنگ زینتی فلوریت? کوارتز و پیریت


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:7 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

چگونه باید مراقبت از کودکان در خانواده‌مان را تقسیم کنیم؟

بر طبق تحقیقات جدید مرکز بوستون قسمت کار و خانواده، سه نوع از پدرهای شاغل وجود دارد. در مطالعه اخیر BCCWF ، هزار نفر از پدرهای شاغل این دو سؤال را پرسیدند.

همان‌طور که معلوم است، دوسوم پدران به تقسیم مسئولیت نگه‌داری معتقد بودند و فقط یک‌سوم از آن‌ها می‌گفتند وظیفه خانواده است.

 پاسخ به دو سؤال در این تقسیم‌بندی جالب است.


پدرهایی که موافق برابری بودند: کسانی که می‌گفتند مسئولیت نگهداری باید به‌طور مساوی تقسیم شود و انجام هم می‌دادند.

پدرهای سنتی: کسانی که می‌گفتند نگهداری نباید مساوی باشد و همسر آن‌ها باید بیشتر دهد. که بیشتر هم انجام می‌داد

پدرهای متناقض: کسانی که می‌گفتند باید مساوی تقسیم شود اما تأثیری در انجام آن نداشتند.

BCCWF  پاسخ‌های پدران را در رابطه با سؤالات دیگری باهم مقایسه کرد که شامل رضایت از زندگی، رضایت شغلی و میزان استرس بر طبق رابطه تعارض کار وخانواده بود. نتایج جالبی به دست آمد.

شادترین گروه از نظر رضایت شغلی و کاری و همچنین تعارض کمتر کار وخانواده پدرهای طرفدار مساوات بودند. علی‌رغم اینکه ممکن است حجم کار بیشتری را در خانواده و محل کار داشته باشند.

شادترین گروه نوبت بعدی پدرهای سنتی بودند. و پدرهای متناقض کمترین شادی را داشتند.

من با کارمندان و پدرهای زیادی برای کمک کردن به مشکلات کار و خانواده آن‌ها در سراسر کشور کارکردم.

پدران تساوی طلب و سنتی اکثراً شادبودند، برای اینکه با اولویت‌هایشان زندگی می‌کردند.

اگرچه معمولاً از ازدواج‌های تساوی طلب حمایت می‌کنم (نسبت طلاق کمتر است، درآمد بالاتر است و ارزش‌های تساوی به فرزندان نیز انتقال می‌کند) ولی پدرهای سنتی نیز مسیر دیگری برای موفقیت دارند. آن‌ها بیشترین حمایت را برای همسرانشان به‌عنوان مراقبت از فرزندانشان و مدیریت خانه‌دارند.

با فرض اینکه اگر در خانواده حامی تساوی و یا مدیریت سنتی باشد و بچه‌هایشان نیز از آن‌ها الگو می‌گیرند که نمونه یک مدیریت خوب کار و خانواده است.

برخلاف آن پدران متناقض در کشمکش بودند، برای اینکه آن‌ها امید به اهداف تساوی طلب دارند اما به علت مشغله‌های کاری، درآمد وخانواده، به آن‌ها نمی‌رسند.

در کتاب، راهنمایی برای پدران شاغل: چگونه در کار و خانه موفق باشیم، یک برنامه‌ریزی برای پدران متناقض در تشخیص اولویت‌هایشان قرار داده‌شده که با شروع تغییرات بزرگ و کوچک، به موفقیت بیشتر در تعادل کار و خانواده دست یابند.
 برخی از مهم‌ترین پیام اینجا آورده شده است؛

1- اولویت‌های کار خانواده را ارزیابی کنید و آن‌ها را مقایسه کنید و ببینید چگونه از زمان خود می‌توانید استفاده کنید.

2- بحث‌های صادقانه و صریح درباره چیزی که هستید یا جوری که هر دو دوست دارید باشید و چگونه می‌توانید باشید، با همسر خود داشته باشید

3- به موقعیت مالی خود نگاهی بیندازید که می‌تواند آزادی شمارا محدودتر یا بزرگ‌تر کند.

4- با اهداف دو سه‌هفته‌ای شروع کنید و برنامه‌ریزی کنید تا زمان‌های بیشتری را برای اولویت‌هایتان صرف کنید.

5- موقعیت کاریتان را ارزیابی کنید. فکر کنید چگونه امکان دارد شرایط کاری خود را منعطف‌تر کنید. هیچ‌وقت نخواهی فهمید مگر اینکه بپرسید.

6- وقتی اعتماد کاری در ایجاد کنید، برای آزادی بیشتر بهتر می‌توانید مذاکره کنید. مثلاً می‌توان مذاکره کرد در طول هفته بیشتر کارکرد ولی جمعه‌ها تعطیل بود.

7- برای اصلاح برنامه کاریتان در مسئولیت‌های خانوادگی، راه‌هایی که کوچک و کمتر قابل‌مشاهده هستند، جستجو کنید.

8- اگر می‌توانید خود را ارزیابی کنید.

9- برای خانواده و اولویت‌های شخصی خود نسبت به زمان برنامه‌ریزی کنید. اگر آن‌ها را در تقویم خود قرار دهید، برای کار و زندگی راه جالبی به دست آوردید.

10- اگر همسر شما به شما والد اول بودن را اجازه نداد و یا شمارا خواست کنترل کند، رک بحث کنید و در مورد ارزش‌ها و کارها صحبت کنید.

11- به خود اطمینان دهید زمان کافی و زمان باهم بودن را دارید. مطمئن باشید تا به‌اندازه کافی کارکنید و گاهی اوقات نیز استراحت کنید.

12- با پدرهای دیگر که موقعیتی مانند شما دارند در همسایگی یا محیط کار، رابطه دوستانه برقرار کنید. خیلی از پدرها درباره مشکلاتشان با دیگران سخن نمی‌گویند اما با رابطه بیشتر می‌توان از دیگران نیز کمک گرفت.
منبع: یک پزشک

[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 11:6 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
بالگرد شرکت ملی حفاری نفت ایران در آبهای دریای مازندران سقوط کرد، تاکنون لاشه بالگرد و جسد 3 سرنشین آن پیدا شده است.
به گزارش عصر ایذه، مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران گفت: بالگرد شرکت نفت خزر ساعت 4و 20 دقیقه بامداد امروز به سمت ساحل در حرکت بود که در 20 کیلومتری بندر امیرآباد در دریا سقوط کرد.
به گفته اکبری تاکنون لاشه بالگرد و جسد 3 سرنشین آن پیدا شده است.
وی با اشاره اینکه این بالگرد 5 سرنشین داشته است، افزود: بالگرد جمعیت هلال احمر مازندران برای امدادرسانی و یافتن پیکر 3 سرنشین دیگر اعزام شده است.
مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران گفت: از 5 سرنشین بالگرد 4 نفر کادرپروازی و یک نفر کارشناس سکوی نفتی بوده است.

فرماندار بهشهر گفت:  ساعت سه بامداد امروز تماسی مبنی بر مصدومیت یکی از کارکنان سکوی نیمه‎شناور امیرکبیر با مرکز پیام نفت خزر واقع در پایگاه ساحلی بهشهر برقرار شد

به همین سبب، یک فروند بالگرد برای امدادرسانی به مصدوم که دچار سکته قلبی شده بود، اعزام شد و حدود ساعت چهار بامداد در راه بازگشت و در فاصله نیم‎مایلی از سکوی نفتی سقوط کرد.

سجادی گفت: فرد مصدوم علی مرداسی فرزند جان‌محمد متولد 1347، متأهل و اهل شهرستان ایذه، بود.


[ یکشنبه 95/9/7 ] [ 10:54 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
با 9 میلیارد تومانی حقوق و وامی که 16 مدیر دولتی سال گذشته دریافت کردند، می شد حق مسکن 490 هزار کارگر را دو برابر افزایش داد و یا یارانه 200 هزار خانوار ایرانی را پرداخت کرد.
به گزارش تسنیم، این روزها خبر دریافت حقوق های نجومی توسط برخی مدیران در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد و تا کنون شاهد برکناری دو تن از مدیرانی که حقوق چند ده میلیونی گرفتند، بودیم که مدیر عامل بیمه مرکزی و مدیرعامل بانک رفاه بودند.
مهمترین نقدی که بر دریافت حقوق های نجومی می شود این است که در شرایط رکود اقتصادی و وضعیت بد اقتصاد و افت رفاه مردم و دریافت حقوق های حداقلی توسط اکثریت قاطع کارگران و کارمندان دولت، اخذ این حقوق های چند ده میلیونی توسط برخی مدیران هیچ توجیهی ندارد و موجب سلب اعتماد مردم نسبت به دولت می شود.
با یک حساب سرانگشتی از مجموع دریافتی فیش های حقوقی که تاکنون از برخی مدیران دولتی منتشر شده، بالغ بر 9 میلیارد تومان طی سال گذشته به 16 نفر پرداخت شده است که شامل هشت مدیر ارشد بیمه مرکزی، 5 مدیر عالی صندوق توسعه ملی، مدیرعامل بانک رفاه و دو مدیر ارشد بانک تجارت بودند.
مجموع حقوق دریافتی 8 مدیر بیمه مرکزی 350 میلیون تومان بود که به همراه 4 فقره وام 450 میلیون تومانی بالغ بر دو میلیارد و 150 میلیون تومان می شود.
5 مدیر ارشد صندوق توسعه ملی در سال گذشته در مجموع 1.5 میلیارد تومان حقوق و 2.5 میلیارد تومان وام گرفتند. مدیرعامل بانک رفاه هم به تنهایی در سال گذشته 520 میلیون تومان دریافتی داشته و دو مدیر عالی بانک تجارت هم 1 میلیارد و 300 میلیون تومان حقوق و یک میلیارد تومان وام گرفتند.
دریافت 9 میلیارد تومان حقوق توسط 16 نفر در سال گذشته در حالی است که دولت بیش از دو سال در مقابل افزایش 20 هزار تومانی حق مسکن کارگران مقاومت کرده و با این بهانه که این پول انتظار تورمی ایجاد می کند، با این مصوبه مخالفت کرده است.
همچنین پرداخت یارانه 45500 تومانی هم در این دولت مکرر مورد انتقاد قرار گرفته و برای پرداخت این مبلغ ناچیز که البته برای قشر محروم کشور مبلغ درخور توجهی است، انواع و اقسام منت ها گذاشته شده است.
وام 10 میلیون تومانی ازدواج هم که در حال تبدیل شدن به آرزوی دست نیافتنی برای جوانان دم بخت است، هر روز با یک مانع تراشی مواجه می شود.
تنها با این 9 میلیارد تومان می شد حق مسکن 490 هزار کارگر را دو برابر افزایش داد، یا یارانه 200 هزار نفر را پرداخت کرد و به 1000 جوان وام ازدواج 10 میلیون تومانی داد.

[ شنبه 95/4/5 ] [ 5:50 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

مدیرعامل شرکت بهره‌برداری مترو تهران از خلأ قانونی برخورد با دستفروشان گلایه کرد.

به گزارش ایسنا، محمد احمدی بافنده در جمع خبرنگاران در مورد فعالیت گسترده دستفروشان در مترو با بیان اینکه دستفروشی در مترو یک پدیده شوم اجتماعی نیست و در طبقه‌بندی پدیده‌های اجتماعی به عنوان یک پدیده خطرناک قلمداد نمی‌شود که اگر این‌گونه بود، قانونگذار برای آن قانونی وضع می‌کرد، گفت: اگر دستفروشی را یک وضعیت نامطلوب عنوان می‌کنند که باید با آن مقابله شود، چرا مدیریت شهری در این مورد دست تنهاست؟ چرا قانون ما را حمایت نمی‌کند؟ کدام مسئول یا نیروی مترو می‌تواند حتی دست دستفروشی را بگیرد و اجازه ورود آن را به مترو ندهد؟ اگر درگیری بین دستفروش و مسئولان ایستگاه و حتی مسئول انتظامات ایستگاه ایجاد شود، قانونگذار هیچ‌گونه حمایتی از برخوردکننده با دستفروش نمی‌کند.

احمدی بافنده با بیان اینکه دولت لایحه‌ای به مجلس برای مقابله با دستفروشی ارائه کند، گفت: اگر این موضوع خلاف قانون شود و نهادهای مرتبط نیز به کمک شهرداری بیایند، می‌توان این موضوع را ساماندهی کرد. در حال حاضر ما تنها بر اساس بند 33 قانون شهرداری‌ها می‌توانیم با سد معبر مقابله کنیم، اما امکان برخورد با فرد را نداریم؛ دستفروشی یک پدیده اجتماعی است که به خاطر ضعف قانون در حال رشد است.

هشدار در مورد گسترش دستفروشی در مترو!

مدیرعامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران در خصوص آخرین وضعیت لایحه ساماندهی دستفروشی در مترو که توسط شورای شهر تقاضا شده بود، تدوین شود، گفت: حتی اگر این لایحه نیز به تصویب برسد، قابل اجرا نیست. تا زمانی که قوانین در مجلس اصلاح نشوند و پلیس و ضابط قضایی، قانون را اجرایی نکنند، حتی مدیرعامل مترو نیز نمی‌تواند مانع ورود دستفروشان به واگن‌های مترو شود. اگر من به عنوان مدیرعامل مترو نگذارم یک دستفروش به واگنی پا بگذارد و این دستفروش خود را به در و دیوار بزند و آسیب بزند، پلیس اول من را به عنوان فرد تعرض‌کننده می‌گیرد و دستفروش را رها می‌کند.

وی با اشاره به متروهای دنیا که چنین معضلاتی را ندارند، گفت: متروی تهران یک متروی جوان و 10 ساله است در حالی که در دنیا قدمت مترو بیش از 150 سال است. در سایر کشورها همزمان با توسعه مترو، قوانینی که می‌تواند در رأس مشکلات احتمالی کمک کند نیز وضع شده است؛ نه اینکه مانند ما هنوز قوانین مربوط به دهه 30 شمسی است در حالی که شهرها توسعه یافته و نیاز به قوانین جدید است.

احمدی بافنده با بیان اینکه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی که در مترو وجود دارد به مدیران مترو مرتبط نمی‌شود، گفت: به طور مثال مطرح می‌شود که در واگن خانم‌ها کشف حجاب می‌شود؛ این معضل را ما چگونه حل کنیم؟ من یا عامل انتظامات مترو حق دارد به این واگن ورود پیدا کند و دست به روسری این مسافر بزند؟ اگر این موضوعات پدیده‌های نامناسب اجتماعی هستند، مسئولان مربوطه به ما کمک کنند؛ درِ مترو به روی تمامی این مسئولان باز است.

وی با تاکید بر اینکه مسئولیت شرکت بهره‌برداری مترو، تسهیل دسترسی مردم به ناوگان حمل و نقل عمومی است، گفت: شما به عنوان رسانه از من باید بخواهید که ایستگاه‌ها با پله برقی به بهره‌برداری برسد و یا اینکه چرا برخی از ایستگاه‌ها امکان تردد افرادی با ویلچر یا مادری که با کالسکه بچه‌‌اش است، وجود ندارد؛ این نقطه ضعف من به عنوان شرکت بهره‌بردار مترو است و باید از شرکت سازنده مترو بخواهم ایستگاه‌ها را طوری طراحی کند که مشکلی در این خصوص برای مسافران ایجاد نشود، اما دستفروشی وظیفه من نیست.

مسئولان مترو حق ندارند مانع ورود افراد به مترو شوند

مدیرعامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران با بیان اینکه برخی از افراد به دلیل نیاز مالی و برخی به عنوان شغل در مترو دستفروشی می‌کنند، گفت: بسیاری از این دستفروشان به صورت هماهنگ و شبکه‌ای فعالیت می‌کنند؛ یعنی دو دستفروش با یک کالا در یک خط فعالیت نمی‌کنند و یا دستفروشان مشخص می‌کنند که هر کدام در کدام واگن فعالیت کنند، مبارزه با این شبکه کار مدیریت شهری نیست؛ مسئولیت آن اگر با نیروی انتظامی یا مراجع قضایی است، خود به این موضوع ورود پیدا کنند. زیرا مسئولان مترو حق ندارند مانع ورود افراد به مترو شوند. به طور مثال فردی که قصد دارد با ساکی بزرگ به مقصد ترمینال جنوب برود، چگونه با ساک یک دستفروش تشخیص داده شود و ما نمی‌توانیم به این نوع مسائل ورود پیدا کنیم.


[ سه شنبه 95/3/25 ] [ 4:51 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]

اصولی کردنش به این است که فقط به ضعفا داده شود نه این که بگویند ثروتمندها را حذف کنید. گروه‌های ثروتمند جامعه با اطلاعات فعلی دولت قابل شناسایی نیستند ولی گروه‌های ضعیف قابل شناسایی هستند. باید دولت و مجلس اتفاق نظر کنند که فقط یارانه به ضعفا داده شود. اگر یک عده‌ای را عادت دادیم به تنبلی و یارانه‌خوری، این تقصیر تحریم‌هاست؟ اگر یک عده‌ای را عادت دادیم به کالاهای وارداتی از زیرپیراهن، دمپایی و کفش گرفته تا سنگ قبر و کاشی سرامیک، این تقصیر تحریم‌هاست؟ در دوران قیمت بالای نفت، کشورهای نفتی بعضی‌هایشان صدها میلیارد دلار پول ذخیره کردند و الان با آن ذخیره علیه ما اقدامات بین‌المللی می‌کنند. ما همان صدها میلیارد دلار درآمد را که داشتیم خوردیم و الان آنهایی که این پول را ذخیره کردند با آن پول دارند داعشی‌ها را فاینانس می‌کنن


[ سه شنبه 95/3/25 ] [ 4:46 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
آن روزی که در ایران بیکاری نباشد آن روز، روز عزت ایران و عزت اسلام در ایران است، این بخشی از سخنرانی رئیس‌جمهور در واپسین روزهای سال گذشته است، طبق آمار رسمی دولت در سال گذشته حدود 600 هزار شغل در کشور ایجاد کرده است، این در حالی است که باوجود اعلام چنین آماری از سوی منابع دولتی نه‌تنها از جمعیت بیکاران کاسته نشده است بلکه آمار بیکاری رشد نیز داشته است. به گزارش تابناک، عادل آذر رئیس سازمان مرکز آمار کشور در گفت‌وگویی اعلام کرده است که حدود 882 هزار نفر در سال گذشته به جمعیت فعالان اقتصادی کشور افزوده‌شده است، از این تعداد حدود 680 نفر توانسته‌اند در بازار کار جذب شده‌اند و توانسته‌اند مشغول کار شوند اما 214 هزار نفر آن‌ها به جمعیت بیکار کشور اضافه‌شده است. ولی همین 600 هزار شغل اعلام‌شده از سوی سازمان آمار کشور با حساب‌وکتاب‌های نظریه‌های اقتصادی سازگاری ندارد، به‌طور مثال وزیر کار اعتقاد دارد برای ایجاد هر 100 هزار شغل در کشور باید یک درصد رشد اقتصادی افزایش پیدا کند، و تقریباً چیزی حدود 120 هزار میلیارد تومان سرمایه گزاری نیاز است تا یک درصد رشد اقتصادی صورت گیرد. بنابراین با ایجاد 600 هزار شغل در سال گذشته باید شاهد رشد 6درصدی در اقتصاد کشور می‌بودیم، این در حالی است که رشد اقتصادی در سال 94 حدود یک درصد اعلام شد، حال چه اتفاقی روی‌داده که با رشد یک‌درصدی در سال گذشته شاهد ایجاد 600 هزار شغل در کشور بودیم سؤال بی‌پاسخی است که باعث سرگردانی اقتصاددانان شده است. برخی از اقتصاددانان بر این اعتقاد هستند که در طول ده سال گذشته شغل جدیدی در اقتصاد ایران ایجاد نشده است و احتمالاً این آمار و ارقام که اعلام می‌شود اعتبار زیادی به آن‌ها نیست، برخی کارشناسان نیز مشکل ناقض رشد اقتصادی و میزان اشتغال را در تعاریف می‌دانند و نوع محاسبه ساعت کاری و محاسبه غیراستاندارد را عامل ایجاد شدن چنین پارادوکسی عنوان می‌کنند. برخی از کارشناسان هم بر این اعتقاد هستند که ایجاد این حجم شغل، از دوگال خارج نیست، حالت اول آن این است که افرادی که در گذشته بیکار شده بودند با رشد اقتصادی مطلوب به کار قبلی خود بازگشته‌اند و حالت دیگر آن این است که شغل جدید در کشور ایجادشده باشد، با توجه به رکود موجود در کشور حالت دوم تقریباً غیرممکن است. در همین ارتباط هادی حسینی عضو کمیسیون صنایع مجلس در گفت‌وگو با تابناک اظهار داشت: این اعداد و رقم‌ها زمانی در دولت احمدی‌نژاد هم اعلام می‌شد، در آن زمان یکی از استانداران اعلام کرده بود که در سال گذشته ما 100 هزار شغل ایجاد کرده‌ایم زمانی که از وی سؤال کردیم که این 100 هزار شغل چه چیزی است گفتند منظور فرصت شغلی بوده است، بعدازآن نیز کسی را سراغ ما فرستادند و گفتند که حرفی بوده گفته‌شده شما پیگیری نکنید. وی گفت: تصور با توجه به شرایط کشور این است که روز به روز به خیل بیکاران افزوده شده است، چراکه ما کاری برای اقتصاد نکرده‌ایم و فضایی برای ایجاد اشتغال جدید باز نکرده‌ایم، اما هرروز شاهد تعطیلی بیشتر مراکز اشتغال در کشور هستیم، پس بنابراین این آمار و ارقام نمی‌توانند درست باشند. وی گفت: اگر این ادعا درست هست آدرس بدهند و بگویند کجا اشتغال ایجادشده است، به نظر می‌رسد که برخی از این آمارها مربوط به وام‌های خوداشتغالی است برخی نیز مربوط به مناسبات کمیته امداد و بهزیستی است و این‌ها را جز آمار خود می‌آورند. این نماینده مجلس گفت: استراتژی دولت دادن آمار نباشد، بهتر است افراد از دادن آمار اجتناب کنند و اگر می‌خواهند آمار ارائه دهند آمار درست و دقیق بگویند، اکنون اشتغال پاشنه آشیل کشور شده و اگر به این وضعیت ادامه پیدا کند به نفع دولت نخواهد بود.
[ شنبه 95/1/21 ] [ 3:44 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
سیروس قایقران اوایل سال 77 در راه بازگشت از تعطیلات نوروزی در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش با اتومبیل خود عازم تهران بود، حوالی امامزاده هاشم در اثر تصادف خود و فرزندش (راستین) جان به جان آفرین تسلیم کردند. قایقران با این که سال‌هاست از میان ما رفته اما هنوز نزد خاص و عام محبوب و دوست‌داشتنی است. در هجدهمین سال درگذشت زنده یاد قایقران، صحبت های خانم افسانه اسدان همسر سیروس در خصوص ویژگی‌های اخلاقی و شرح سانحه تصادف را در ادامه می خوانید:   * مرحوم قایقران چه ویژگی‌هایی داشت که باعث محبوبیت او می‌شد؟ - سیروس انسانی خوش اخلاق و در عین حال با گذشت بود. به تمام مردم احترام می‌گذاشت و کوچک و بزرگ برایش فرق نمی‌کرد. او از جنس مردم بود و هیچ فرقی بیبن خودش و مردم قائل نبود. برای همین بین همه محبوبیت داشت. متاسفانه سیروس و فرزندم خیلی زود از میان ما ‌رفتند ولی با تمام این اوصاف من همیشه با خاطرات آنها زندگی می‌کنم.   * می توانید بعد از سال ها جزئیات آن حادثه دلخراش و ناراحت کننده را بازگو کنید؟ - ساعت 2:5 بعد از ظهر از بندرانزلى به طرف تهران حرکت کردیم. برادرم ایمان هم با ما بود. ما در تهران زندگى مى کردیم. سال هاى گذشته که تهران بودیم هر سال عید مى آمدیم انزلى. آن سال عید هم انزلى بودیم و نتوانستیم راستین را براى گردش جایى ببریم. سیروس پشت فرمان رنو بود و من بغل دستش، برادرم پشت من نشست و راستین هم پشت سیروس نشسته بود. سیروس جلوى دکه هاى خارج از شهر رشت نگه داشت تا براى راستین نوشابه بخرد. من گفتم: "سیروس، راستین فقط عاشق آب است، اگر نوشابه بخورد، باز هم آب مى خواهد، برویم امامزاده هاشم آب بخوریم و صدقه هم بیندازیم. راستین که هیچ موقع قانع نمى شد، گفت: "آره بابا، آنجا آب مى خورم. سیروس هم گاز داد و رفت." وقتى به امامزاده هاشم رسیدیم، سیروس، پول به راستین داد و گفت: "پسرم، آب که خوردى این پول را هم توى آن صندوق بینداز." سیروس اول نمى خواست پیاده شود. من هم خیلى کسل بودم و اصلاً حال نداشتم. انگار غم دنیا توى دلم بود، ولى بعد همگى پیاده شدیم و دست و رویمان را شستیم، آنجا یک شیر آب بود. وقتى سوار ماشین شدیم، راستین گفت: "بابا چقدر خنک شدم." قبل از اینکه من بیهوش بشوم، دقیقاً یادم نمى آید. فقط یادم هست که یک خاور از روبرو در حال حرکت بود. من خیلى خوابم مى آمد. یک بار تصادف کرده بودیم، همیشه از جاده مى ترسیدم و همیشه در طول راه بیدار بودم. تا چشم باز کردم آن صحنه را دیدم. از جایى که آب خوردیم تا محل تصادف خیلى فاصله نداشتیم. جیغ کشیدم، ولى مرا کشیدند و بردند. هى مى گفتم که شوهر و بچه ام را نجات دهید. برادرم را که دیدم، گفتم: "واى جواب پدرم را چه بدهم؟" اصلاً نمى خواستم قبول کنم که بر سر آنها بلایى مى آید. دوباره بیهوش شدم. مرا به درمانگاه امامزاده هاشم بردند. چند ضربه به صورتم زدند که از درد به هوش آمدم و پرسیدم که چه اتفاقى افتاده و شوهر و بچه ام کجا هستند؟ نجاتشان دادید؟ گفتند: "بله شما نگران نباشید، حالشان خوب است." با سر اشاره مى کردم که یعنى من سالم هستم و شما بروید به آنها برسید. من مى خواهم خودم بروم آنها را نجات بدهم. آدرس و شماره تلفن ما را پرسیدند. نمى گذاشتند بروم، تا بلند مى شدم، دوباره مرا به زور نگه مى داشتند. آنها مى گفتند: "ما به خانواده شما اطلاع داده ایم." آمبولانس هم نبود. خدا خیر بدهد دو تا آقا را که پیکان داشتند و مى خواستند مرا به بیمارستان برسانند. گفتم: "من نمى آیم. مى خواهم پیش شوهر و پسرم بروم." یکى از آن دو مرد گفت: "خواهر، سیروس مثل نور چشم ما است، ما او را نجات مى دهیم." به زور مرا سوار پیکان کردند. من مردم را مى دیدم که مى رفتند و مى آمدند و به داخل پیکان نگاه مى کردند و سر تکان مى دادند و مى گفتند: "بیچاره!" ولى من نمى فهمیدم، یعنى نمى خواستم قبول کنم. در بیمارستان پورسیناى رشت، مرا بسترى کردند. پس از اینکه از بیمارستان پورسینا مرخص شدم، در ماشین دلشوره داشتم. یک لحظه دلم ریخت و شک کردم، دائم به خودم دلدارى مى دادم و مى گفتم مگر امکان دارد که سیروس و راستین من بمیرند؟ اگر براى سیروس اتفاقى افتاده باشد، رشتى ها خیلى سیروس را دوست دارند و حتماً برایش پرده و حجله مى زنند. هر چه گشتم پرده مشکى و حجله عزادارى ندیدم. امیدوار شدم و با خودم گفتم: "حتماً اتفاقى نیفتاده و آنها زنده اند و در بیمارستان بسترى هستند." خدا شاهد است که توان سؤال کردن از همراهانم را نداشتم. همین که وارد خیابان واحدى شدیم، یک حجله دیدم. سریع نگاه کردم و اعلامیه را دیدم. اما تار دیدم و عکس یک آدم بزرگ و یک بچه را تشخیص دادم. نفهمیدم که اعلامیه و عکس ها متعلق به چه کسانى هستند؟ ماشین هم سریع گاز داد و رفت و اجازه نداد که من متوجه شوم. هر ماشینى که از کنار ما مى گذشت، یک اعلامیه پشت شیشه آن نصب شده بود. به پل واحدى که یکطرفه است رسیدیم. ما ماندیم تا ماشین هاى آن طرف بیایند و رد بشوند. اولین ماشین که رد شد، پشت شیشه آن یک اعلامیه بود. ناگهان از جا کنده شدم و پشت سرم را نگاه کردم. خوب که نگاه کردم و به چشم هایم فشار آوردم، دیدم نوشته شده: "سیروس قایقران" ... محکم بر سر و صورتم زدم ... دیگر هیچ چیز نفهمیدم و تا رسیدن به منزل، همه اش بر سرم مى کوبیدم. وقتى هم که سر کوچه خودمان رسیدیم، دیدم همه جا اعلامیه زده شده و حتى جلوى در خانه ما اعلامیه زده بودند. ولى من باز هم نمى خواستم باور کنم که سیروس عزیز من مرده است. سیروس همیشه مهربان و با محبت بود. ولى در این روزهاى آخر، خیلى مهربان تر و با محبت تر شده بود و هیچ وقت به من یا راستین در این مدت نه نگفت و هرگز بى احترامى و بى وفایى از سیروس ندیدم، به جز در این سفر آخرى که بى وفایى کرد و مرا با خود نبرد.فوتبال ایران پارس
[ شنبه 95/1/21 ] [ 3:43 عصر ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
یادداشتی به قلم جواد مرادی در یکی از سایتها را می خواندم که از حضور بازنشسته ها در عرصه های سیاسی با وجود نیروهای جوان گلایه داشتند و از قلم آن جوان لذت بردم و با بهره گرفتن از یادداشت ایشان و صحه گذاشتن بر موضوع سعی می کنم تفصیلی به ‌این معضل بپردازم: گسترش مراکز آموزش عالی، افزایش و تاثیر رسانه ها و نوع ارتباط و نشر اخبار در شبکه های اجتماعی همراه با سرعت دسترسی به روز در کسب اطلاعات، رشد کیفی نیروی انسانی جوان را فراهم ساخته است. اثربخشی این نیروهای با کیفیت و آگاه در تعاملات وی را بیش از همیشه به تغییر فضای سیاسی برای جایابی اطمینان بخش در عرصه حاکمیتی رهنمون می سازد، لذا چنین استعداد نهفته ای در بستر جامعه با قابلیتهای ارزشمند خویش می تواند در شرایط دشوار ظهور و بروز کند و فضای خوزستان را به نفع خویش تغییر داده و دگرگون نماید.  باید دانست نسل جوان معاصر به دلیل هوشمندی و بهره گیری از مولفه های فوق الذکر سعی کرده است خود را به روز نگهدارد و کنجکاوانه حوادث و اتفاقات را رصد کند و با این شیوه متفکرانه تر از همیشه شجاعانه به عرصه ها ورود کند و نقش محوری و تاثیرگذار خود را در تحولات اجتماعی آشکار سازد. این رشد و دانایی و اثرگذاری اجتماعی مدیریت کنونی را وادار کرده است تا آنها را در معادلات قدرت و تصمیمات حاکمیتی باور کنند و بپذیرند و مجبور شوند آنها را در امور دخالت دهند و شعار جوانگرایی بعنوان یک شعار محوری و تحول زا مورد مداقه دولتمردان قرار گیرد و دیوار انحصار مدیریتی با ورود مقتدرانه همراه با دانستن جوانان به شدت تَرَک بردارد و ترمیم ظرافتمندانه ترکها فقط با حضورثمربخش این عناصر در تصمیم سازیها میسر و امکان پذیر گردد تا عبور با سلامت و ایمن از تنگناها با راهکارهای جدید میسر شود. اگر چه بافت قومی و قبیله ای موجود و ایفای تقویت نقش ریش سفیدی در مقابله با ناهنجاریها و اجرا یا توقف طرحها پیشرفت مسیر تشکل گرایی و جوان باوری و نواندیشی را با دشواری مواجه نموده و تا حدودی مرز بندی سیاسی را کمرنگ و گاهی بی رنگ ساخته است اما دانایی و تیزهوشی در حرکتهای مبتنی بر روشهای علمی این نسل توانسته است اندوخته های شان را سنگین کند و توانمندی رصد فضاها و آنالیز نیروهای سیاسی را بعهده گیرد و مواضعی متناسب با مطالبات اجتماعی اتخاذ کند و با روش مدرن ، سنتی ها را به چالش بکشانند و به نوسازی چارچوبها بیندیشند و ضرورت پوست اندازی ارکان قدرت جابیفتد و خود را به این طیف تحمیل کند. بررسی شرایط و حوادث ملموس و متعدد بین المللی در این زمان و ایفای نقش در دفاع از منافع ملی همراه با چرایی های بسیاری از کینه ورزی جهان غرب و وهابیگری آل سعود همراه با گروههای دست ساخته استکبار مانند القاعده ٍ داعش و تکفیری با شاکله و موج گسترش انقلاب اسلامی، این نسل را به مرز پختگی رسانده است و با این اهرمها به خود حق می دهد تا مواضع غیرهمسوی با منافع خردورزانه و بدون استدلال منطقی را نپذیرد و از فرامینی که با آرایش همخوانی ندارد تمکین نکند و در برابر اجرای آنها مقاومت کند. پوست اندازی اجتماعی را باید خود به عهده بگیریم و مجریان کهنه کار باید به اتاق فکر انتقال یابند وتلاش شود با بسترسازی نیروهای انرژیک به عرصه اجرا وارد شوند، انتخابات مختلف ضرورت تغییر فضا را آشکار ساخته است. نگاهی به اعضای شوراهای شهر و حتی جایگاه بازندگان رقابت از منظر اقبال مردم بر این امر صحه می گذارد.  خودباوری جوان برای خوزستان که منبع انرژی کشور است نوید بسیار خوبی است که راه اندازی اتاق فکر نخبگان مجرب می تواند موتور انرژیک تازه نفسها را با انتقال تجارب و خردجمعی به حرکتی پرشتاب وادارد و موانع را با این پتانسیل از مسیر بردارد و ظرفیت جدید ایجادکند. متاسفانه با نگاهی به اسامی افرادی که از شهرهای خوزستان برای کاندیداتوری انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی خود را آماده می کنند ما را با واقعیت تلخی روبرو می کند که اکثرا" یا بازنشسته هستند یا به مرز بازنشستگی رسیده اند و یا مردان چهار فصلی هستند که با تمسک به روشهای سنتی بدون تحلیل، واکاوی و ارائه راهکارهای علمی و عملی، میدان از این نسل می ستانند و با منجی سازی خویش، به تکرار مکررات بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای اجتماعی می پردازند و دربهای اتاقهای تولید اندیشه را می بندند وبا ورود شتابانه فرصت سوزی می کنند وفرصتهای سرمایه سازی نیروی انسانی را نیز هدر می دهند. باید با تعقل بپذیریم فضای غبارآلود، کهنه و سرشار از سوژه های تکراری سیاسی خوزستان به  هوای تازه برای استنشاق نیاز دارد و سیاستمداران که از دیروز جای مانده اند و البته صاحب نامی نیز هستند باید با ظرافتی هنرمندانه از سیاستمداری به سیاست ورزی روی آورند و با کادرسازی و سازماندهی تشکیلاتی همفکران، به آرامی و بصورت نرم از حضور در خط مقدم سیاست به پشت خاکریز سیاست منتقل شوند تا با ارائه این الگو آینده را از بسط نگرش قیم مآبانه مصون سازند هرچند دل بریدن و ترک عادات سیاسی امری دشوار است اما میتوان آسان گرفت، اگر این امر غیرمنتظره است اما تابوشکنی هم هست و با این عمل گذشت و فداکاری، الگودهی و فراهم نمودن اعتماد مردم به نمایش گذاشته می شود و با دیالوگها بلوغ سیاسی خود را نشان می دهند امید را به اردوگاه جوانان خواهند آورد و نشاط را به درون جامعه تزریق می کنند. واقعیت این است در فضای سیاسی امروزی که نبرد دیپلماتیک جریان دارد و گفتگو و دیالوگ اصلی ترین ابزار است، دوستداران نظام باید خردمندانه و هنرمندانه تلاش کنند: 1- در هر عملیات باید برنامه نویس ( با تجربه ) و برنامه ریز(جوان انرژیک)از هم تفکیک شوند تا ایجاد فنداسیونی محکم با پشتوانه قوی انجام شود و با تلفیق علمی این دومقوله، توانمندی ظرفیتهای داخلی را ارتقا داد زیرا عدم تفکیک جایگاهها و دخالتهای بی مورد مانع رشد می گردد و نیروهای جوان را تبدیل به برنامه خوان می کند که در دراز مدت کار آیی آنان کاهش یافته و از همراهی و مشارکت به دلیل برخوردهای آمرانه سر باز خواهند زد. 2- درکنار کسانی که برای مطالعه طرح ، پیاده روی می کنند (باتجربه) نیروهای دونده ای که ابزار و امکانات مورد نیاز را فراهم می کنند و منابع برای اجرا ایجاد می نمایند (جوان) قرار می گیرند تا با ممزوج نمودن این دو شتابزدگی بوجود نیاید وبا تعدیل منطقی کار آیی و بازدهی مطلوب از داشته های موجود بدست آورد. 3- فضای بیمار کنونی به جراحی نیاز دارد نه آرامبخش، برای جراحی طبیب حاذق لازم است و وسایلی استریل تا زخمها عفونی نشوند، موفقیت طبیب حاذق منوط به همراهان همدل و کارآمد و وقت شناسی در استفاده از داروهایی که تجویز می شوند خواهد بود. نگاهی به جوانان فعال در عرصه سیاسی نشان می دهد که جوانانی مومن، انقلابی، ولایی، متعهد و متخصص، با نشاط و پر انرژی خوشبختانه به اندازه ی کافی وجود دارد و کمبودی ملاحظه نمی شود. بنابراین فربه شدن نسل سیاستمدارن جوان در خوزستان در عین حال همراه است با تکیده و تکیده تر شدن نگاه عامه ی مردم به سیاستمداران سنتی که این تکیدگی هم در بدنه ی اجتماعی و هم در رنگ رخسار نمایندگان سیاستمداران سنتی ظهور و بروز یافته است کما اینکه این آلارمها باید در انتخابات شوراها مردان کهن را از خواب بیدارکرده باشد و آنان که زنگ ساعت را برای برخاستن ازخواب کوک می کنند اگر در خواب بمانند و بیدار نشوند همه روز را باخته اند، خوشا به حال آنان که صدای زنگ را می شنوند و بیدار می شوند. جامعه جوان ما بهترین و مورد اعتمادترین عناصر در عرصه اجتماعی می باشند و بسیاری از ضرورت های حیاتی در حاکمیت ایجاب می کند که راه باید بیش از آنچه هست هموار گردد. بیاییم نقش خود را بخوبی ایفا کنیم مبادا فردا مورد نفرین قرار گیریم، روزی که می گوییم کاش نمی آمد! و در آن روز که خیلی دیر شده است کسی صدا را نمی شنود و با یادآوری فرصتهای از دست رفته با حسرتی دردناک، انگشت ندامت به دهان می گیریم.
[ پنج شنبه 94/8/7 ] [ 12:23 صبح ] [ علی داودی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


بازدید امروز: 602
بازدید دیروز: 649
کل بازدیدها: 1015504